این مطالعه مروری، شامل 85 کارآزمایی بود که 23,430 فرد مبتلا به CHD را تصادفیسازی کرد. در آخرین بهروزرسانی، 22 کارآزمایی جدید (7795 شرکتکننده) شناسایی شدند. جمعیت مورد مطالعه عمدتا متشکل از بیماران پس از MI و پس از انجام برقراری مجدد خونرسانی یا revascularisation بوده، و میانگین سنی آنها در کارآزماییها در بازه 47 تا 77 سال قرار داشت.
طی دهه گذشته، میانه (median) درصد زنان مبتلا به CHD از 11% به 17% افزایش یافته، اما زنان هنوز هم درصد کمی را از کل شرکتکنندگان تشکیل میدهند (<15%). بیست‐یک مورد از کارآزماییهای وارد شده در کشورهایی با سطح درآمد پائین و متوسط (LMICs) انجام شدند. بهطور کلی، کارآزماییها گزارشدهی ضعیفی داشتند، گرچه شواهدی مبنی بر بهبود در کیفیت گزارشها طی دهه اخیر دیده شد. میانه طولانی ترین زمان پیگیری 12 ماه (محدوده 6 ماه تا 19 سال) بود.
در پیگیری کوتاه‐مدت (6 تا 12 ماه)، CR مبتنی بر ورزش احتمالا منجر به کاهش جزئی در مورتالیتی به هر علتی (خطر نسبی (RR): 0.87؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.73 تا 1.04؛ 25 کارآزمایی؛ شواهد با قطعیت متوسط)، کاهش عمده در MI (RR: 0.72؛ 95% CI؛ 0.55 تا 0.93؛ 22 کارآزمایی؛ تعداد افراد مورد نیاز جهت درمان تا حصول یک پیامد مثبت بیشتر (number needed to treat for an additional beneficial outcome; NNTB): 75؛ 95% CI؛ 47 تا 298؛ شواهد با قطعیت بالا) و کاهش زیاد در بستری شدن در بیمارستان به هر علتی (RR: 0.58؛ 95% CI؛ 0.43 تا 0.77؛ 14 کارآزمایی؛ NNTB: 12؛ 95% CI؛ 9 تا 21؛ شواهد با قطعیت متوسط) میشود. CR مبتنی بر ورزش تا 12 ماه پیگیری احتمالا منجر به تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در خطر مورتالیتی قلبیعروقی (RR: 0.88؛ 95% CI؛ 0.68 تا 1.14؛ 15 کارآزمایی؛ شواهد با قطعیت متوسط)، CABG (RR: 0.99؛ 95% CI؛ 0.78 تا 1.27؛ 20 کارآزمایی؛ شواهد با قطعیت بالا)، و PCI (RR: 0.86؛ 95% CI؛ 0.63 تا 1.19؛ 13 کارآزمایی؛ شواهد با قطعیت متوسط) میشود. در مورد تاثیرات CR مبتنی بر ورزش بر بستری شدن در بیمارستان ناشی از علل قلبیعروقی، با فاصله اطمینان گسترده که شامل منفعت و آسیب قابل توجه (RR: 0.80؛ 95% CI؛ 0.41 تا 1.59؛ شواهد با قطعیت پائین) بود، مطمئن نیستیم. شواهدی مبنی بر وجود ناهمگونی قابل توجه میان کارآزماییها برای بستریهای قلبیعروقی (I2 = 53%)، و سوگیری ناشی از کوچک بودن مطالعه برای بستری شدن در بیمارستان به هر دلیلی وجود داشت، اما نه برای پیامدهای دیگر.
در پیگیری میان‐مدت، اگرچه ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در مورتالیتی به هر علتی (RR: 0.90؛ 95% CI؛ 0.80 تا 1.02؛ 15 کارآزمایی)، MI (RR: 1.07؛ 95% CI؛ 0.91 تا 1.27؛ 12 کارآزمایی )، PCI (RR: 0.96؛ 95% CI؛ 0.69 تا 1.35؛ 6 کارآزمایی)، CABG (RR: 0.97؛ 95% CI؛ 0.77 تا 1.23؛ 9 کارآزمایی)، و بستری شدن به هر علتی (RR: 0.92؛ 95% CI؛ 0.82 تا 1.03؛ 9 کارآزمایی) دیده شود، کاهش زیادی در مورتالیتی ناشی از حوادث قلبیعروقی رخ داد (RR: 0.77؛ 95% CI؛ 0.63 تا 0.93؛ 5 کارآزمایی). شواهد برای نشان دادن تفاوت در خطر بستری شدن ناشی از حوادث قلبیعروقی در بیمارستان نامشخص است (RR: 0.92؛ 95% CI؛ 0.76 تا 1.12؛ 3 کارآزمایی).
اگرچه CR مبتنی بر ورزش در پیگیری طولانی‐مدت ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در مورتالیتی به هر علتی بر جای بگذارد (RR: 0.91؛ 95% CI؛ 0.75 تا 1.10)، میتواند منجر به کاهش زیادی در مورتالیتی ناشی از حوادث قلبیعروقی (RR: 0.58؛ 95% CI؛ 0.43 تا 0.78؛ 8 کارآزمایی) و MI (RR: 0.67؛ 95% CI؛ 0.50 تا 0.90؛ 10 کارآزمایی) شود. شواهد برای CABG (RR: 0.66؛ 95% CI؛ 0.34 تا 1.27؛ 4 کارآزمایی)، و PCI (RR: 0.76؛ 95% CI؛ 0.48 تا 1.20؛ 3 کارآزمایی) نامشخص است.
متا‐رگرسیون نشان داد که منافع در پیامدها مستقل از ترکیب موارد CHD، نوع CR، دوز ورزش، طول دوره پیگیری، سال انتشار، وضعیت CR، محل مطالعه، حجم نمونه یا خطر سوگیری بود.
شواهدی وجود داشت که CR مبتنی بر ورزش ممکن است HRQoL را در چندین خرده‐مقیاس (نمرات مولفه روانی SF‐36، عملکرد فیزیکی، کارآیی فیزیکی، سلامت عمومی، سرزندگی، عملکرد اجتماعی و سلامت روان) تا 12 ماه پیگیری اندکی بهتر کند؛ با این حال، این موارد ممکن است تفاوتهای بالینی مهمی نداشته باشند. مطالعات ارزیابی اقتصادی مبتنی بر هشت کارآزمایی نشان داد که CR مبتنی بر ورزش، یک روش بالقوه مقرونبهصرفه برای استفاده از منابع از نظر دستیابی به سالهای زندگی با کیفیت تعدیل شده (quality‐adjusted life years; QALY) است.