این مطالعه مروری شامل 9 مطالعه است: هفت مورد، گلیومای درجه‐پائین و دو مورد از گلیوما درجه 3 بودند. در مجموع شامل 2406 شرکتکننده بودند، اما ریزش زیادی در نمونهها وجود داشت و دادههای پیامد برای تعداد کمی از افراد در ارزیابیهای نهایی مطالعه موجود بود. در هفت مورد از 9 مطالعه، شرکتکنندگان وارد کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) شدند که در آنها، پیگیری بلندمدتتری در زیرمجموعهای از افرادی انجام شد که بدون پیشرفت بیماری زنده مانده بودند. به دلیل فقدان کورسازی و فرسایش زیاد، خطر سوگیری متوسط تا بالا بود و در دو مطالعه مشاهدهای خطر بالای سوگیری انتخاب وجود داشت. کمبود دادهها و خطر سوگیری بدین معنی بود که قطعیت شواهد در سطح پائین تا بسیار پائین بود. ما به دلیل تنوع در مداخلات و پیامدها نتوانستیم نتایج را در متاآنالیز ترکیب کنیم.
مطالعات پنج مقایسه زیر را مورد بررسی قرار دادند.
پرتودرمانی در مقایسه با هیچ درمان کمکی
دو مطالعه مشاهدهای دادهها را در این زمینه ارائه دادند. در 12 سال پیگیری در یک مطالعه، خطر اختلال شناختی (که به صورت نواقص ناتوانی شناختی در حداقل 5 مورد از 18 مورد آزمایشهای عصبیروانی تعریف شد) در گروه پرتودرمانی بیشتر بود (خطر نسبی (RR): 1.95؛ %95 فاصله اطمینان (CI): 1.02 تا 3.71؛ n = 65)؛ در پنج تا شش سال اختلاف بین گروهها، اهمیت آماری به دست نیامد (RR: 1.38؛ 95% CI؛ 0.92 تا 2.06؛ n = 195). در مطالعه دیگری، یک نفر در گروه پرتودرمانی دچار اختلال شناختی (وخامت قابلتوجه در هشت مورد از 12 تست عصبیروانی) در مدت دو سال در مقایسه با هیچ موردی از گروه کنترل (اطمینان از شواهد بسیار پائین) شد.
با توجه به نمرات عصبیشناختی، در یک مطالعه گزارش شد که گروه پرتودرمانی در مقایسه با گروه بدون پرتودرمانی، در برخی از آزمونها بهطور معنیداری میانگین نمرات بدتری را نشان دادند؛ با این حال، دادههای خام فقط برای یافتههای معنیدار ارائه شد. در مطالعه دوم، هیچ اختلاف روشنی در هیچ یک از پیامدهای مختلف شناختی در دو سال (n = 31) و چهار سال (n = 15) وجود نداشت (اطمینان از شواهد بسیار پائین).
پرتودرمانی در مقابل شیمیدرمانی
یک RCT، دادههای مربوط به اختلال شناختی را تا سه سال و بدون تفاوت مشخص بین بازوها ارائه داد (RR: 1.43؛ 95% CI؛ 0.36 تا 5.70؛ n = 117) (شواهد با قطعیت پائین).
پرتودرمانی با دوز بالا در مقابل پرتودرمانی با دوز پائین
فقط یکی از دو مطالعه که این مقایسه را گزارش دادند، دادهها را ارائه کرده و در دو یا پنج سال هیچ تفاوت مشخصی بین بازوهای پرتودرمانی با دوز بالا و پائین (شواهد با قطعیت بسیار پائین) وجود نداشت.
پرتودرمانی مرسوم در مقابل پرتودرمانی استریوتاکتیک کانفورمال (stereotactic conformal) (تطبیقی)
یک مطالعه که شامل افراد جوان بود، دادههای محدودی را از زیرگروه سنی 16 تا 25 سال ارائه داد. تعداد شرکتکنندگان مبتلا به اختلال عصبیشناختی در پنج سال پس از درمان دو نفر از 12 نفر حاضر در بازوی مرسوم در مقابل هیچ یک از 11 نفر در بازوی پرتودرمانی استریوتاتیک کانفورمال بودند (RR: 4.62؛ 95% CI؛ 0.25 تا 86.72؛ n = 23؛ شواهد با قطعیت پائین).
شیمیپرتودرمانی در مقابل پرتودرمانی
دو RCT برای اختلال شناختی مورد آزمایش قرار گرفتند. یکی، اختلال شناختی را به صورت کاهش بیش از 3 امتیاز در نمره MMSE در مقایسه با خط پایه تعریف کرده و دادهها را از سال دوم (110 شرکتکننده)، سال سوم (91 شرکتکننده)، و سال پنجم (57 شرکتکننده) پیگیری گزارش کرد، و هیچ تفاوتی بین دو بازو در هر مقطع زمانی وجود نداشت. مطالعه دوم دادههای خام را گزارش نکرد اما نمرات MMSE را طی بیش از پنج سال، در 126 شرکتکننده در دو سال، 110 شرکتکننده در سه سال، 69 شرکتکننده در چهار سال و 53 شرکتکننده در 5 سال اندازهگیری کرد. نویسندگان نتیجه گرفتند که هیچ تفاوتی در نمرات MMSE بین دو بازوی مطالعه وجود ندارد (P = 0.4752) (شواهد با قطعیت پائین).
دو RCT پیامدهای کیفیت زندگی (quality of life; QoL) را برای این مقایسه گزارش کردند. یکی از این کارآزماییها، هیچ اختلافی را در نمرات Brain ‐ QoL بین بازوهای مطالعه طی یک دوره پیگیری 5 ساله گزارش نکرد (P = 0.2767؛ هیچ داده خامی ارائه نشد و مخرجها بیان نشدند). کارآزمایی دیگری گزارش داد که نتایج بلندمدت QoL مرتبط با سلامت (health‐related QoL) هیچ تفاوتی را بین بازوها نشان ندادند اما دادههای خام برای نمرات کلی HRQoL ارائه نشد (شواهد با قطعیت پائین).
ما هیچ داده مقایسهای را در مورد نارسایی اندوکرین پیدا نکردیم؛ ما قصد داشتیم تا یک تفسیر مختصر اقتصادی تهیه کنیم اما هیچ مطالعه مرتبط اقتصادی را برای ورود پیدا نکردیم.