پیشینه
در شکم افراد مبتلا به سیروز (اسکار بافت کبد) مایع تجمع مییابد (آسیتها) که ممکن است درمان آن با دیورتیکها (داروهایی که ترشح ادراری آب و نمک را افزایش میدهند) سخت یا غیرممکن باشد. میتوان پاراسنتز شکمی، تخلیه مایع از شکم به وسیله یک سوزن، را انجام داد. پاراسنتز میتواند موازنه بین گردش خون و مایع شکمی را تغییر دهد و منجر به اختلال عملکرد کلیوی و تغییر تعادل مایعات شود. ما بررسی کردیم اینفیوژن مایعات خاص که افزایشدهندههای پلاسما نامیده میشوند، میتوانند این تغییرات را متوقف کرده و عوارض و مرگومیر را کاهش دهند یا خیر.
هدف
ارزیابی منافع و مضرات هرگونه اینفیوژن وریدی مایعات (به منظور افزایش پلاسما) در اشخاص مبتلا به سیروز و آسیتهای تحت درمان به وسیله پاراسنتز.
روشها و معیارهای مرور
شواهد تا 22 ژانویه 2019 بهروز است.
این مرور سیستماتیک نقش افزایشدهندههای پلاسما را که در 27 کارآزمایی شامل 1592 شرکتکننده بررسی شد، ارزیابی کرد. چهار کارآزمایی، آلبومین و یک کارآزمایی، اینفیوژن وریدی مایع آسیت را در مقابل عدم استفاده از افزایشدهنده پلاسما مقایسه کردند. بیستویک کارآزمایی یک افزایشدهنده پلاسما را مانند دکستران (dextran)، پلیژلین (polygeline)، هیدروکسیاتیل استارچ (hydroxyethyl starch)، پلاسمای تازه منجمد (fresh frozen plasma)، اینفیوژن وریدی مایع آسیت، کریستالوئیدها (crystalloids)، یا مانیتول (mannitol) را در برابر آلبومین مقایسه کردند. یک کارآزمایی اینفیوژن وریدی مایع آسیت را در مقابل پلیژلین مقایسه کرد. پیامدهای اولیه، مرگومیر ناشی از هر علت؛ عوارض جانبی جدی؛ و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بودند. پیامدهای ثانویه، عبارت بودند از آسیتهای مقاوم (آسیتهایی که نمیتوان از طریق دارو درمان کرد)؛ نارسایی کلیوی؛ عوارض دیگر ناشی از سیروز کبدی مانند خونریزی گوارشی، انسفالوپاتی کبدی (افت عملکرد مغز به خاطر بیماری کبدی) یا عفونتها؛ و عوارض جانبی غیر‐جدی.
منابع تامین مالی کارآزمایی
به نظر میرسید ده کارآزمایی به وسیله صنعت تامین مالی نشده باشند؛ دوازده کارآزمایی در مورد بودجه نامشخص قلمداد شده؛ و پنج کارآزمایی به وسیله صنعت یا موسسات انتفاعی تامین مالی شدند.
نتایج اصلی
مرور سیستماتیک ما قادر به اثبات هیچ منفعت یا ضرری از افزایش پلاسما در مقابل عدم افزایش پلاسما یا یک افزایشدهنده پلاسما مثل دکستران، پلیژلین، هیدروکسیاتیل استارچ، تزریق وریدی مایع آسیت، کریستالوئیدها یا مانیتول در برابر آلبومین، بر پیامدهای اولیه یا ثانویه نبود.
قطعیت شواهد
دادهها فقط حاصل از کارآزماییهای اندک، کوچک، اغلب کوتاهمدت، با خطر بالای خطاهای سیستماتیک (سوگیری (bias)) و خطر بالای خطاهای تصادفی (بازی احتمال) به دست آمدند. براین اساس، نتیجه گرفتیم که قطعیت شواهد برای هر یک از پیامدهای از پیش تعیینشده مرور، بسیار پائین بود.