ما 32 RCT را وارد کردیم که 28,746 فرد را تصادفیسازی کردند. طول دوره درمان بین یک تا چهار سال بود. هیچ یک از این کارآزماییها را برای تمام حوزههای «خطر سوگیری (Risk of bias)» در معرض خطر پائین سوگیری قضاوت نکردیم. مهمترین حوادث در هر فرد عبارت بودند از مورتالیتی به هر علتی و به علت قلبیعروقی، عوارض جانبی جدی (serious adverse event; SAE)، استروک غیر‐کشنده (non‐fatal stroke; NFS)، انفارکتوس میوکارد (myocardial infarction; MI) غیر‐کشنده و عوارض میکروواسکولار. مهمترین مقایسهها به شرح زیر بودند:
پنج کارآزمایی به مقایسه M+S؛ (1194 = N) با متفورمین به همراه یک آنالوگ شبه‐گلوکاگون پپتید 1 (1675 = N) پرداختند: مرگومیر به هر علتی 11/1057 (1%) در مقابل11/1537 (0.7%) بود، خطر نسبی (RR): 1.15 (%95 فاصله اطمینان (CI): 0.49 تا 2.67)؛ 3 کارآزمایی؛ 2594 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین؛ مورتالیتی قلبیعروقی: 1/307 (0.3%) در مقابل 1/302 (0.3%)، شواهد با قطعیت پائین؛ عوارض جانبی جدی: 128/1057 (12.1%) در مقابل 194/1537 (12.6%)؛ RR: 0.90؛ 95% CI؛ 0.73 تا 1.11)؛ 3 کارآزمایی؛ 2594 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ انفارکتوس میوکارد غیر‐کشنده 2/549 (0.4%) در مقابل 6/1026 (0.6%)؛ RR: 0.57؛ 95% CI؛ 0.12 تا 2.82)؛ 2 کارآزمایی؛ 1575 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین.
نه کارآزمایی به مقایسه M+S؛ (5414 = N) با متفورمین بههمراه یک مهارکننده دیپپتیدیل‐پپتیداز 4 (6346 = N) پرداختند: مورتالیتی به هر علتی: 33/5387 (0.6%) در مقابل 26/6307 (0.4%)؛ RR: 1.32؛ 95% CI؛ 0.76 تا 2.28؛ 9 کارآزمایی؛ 11,694 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین؛ مورتالیتی قلبیعروقی: 11/2989 (0.4%) در مقابل 9/3885 (0.2%)؛ RR: 1.54؛ 95% CI؛ 0.63 تا 3.79؛ 6 کارآزمایی؛ 6874 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین؛ SAE؛ 735/5387 (13.6%) در مقابل 779/6307 (12.4%)؛ RR: 1.07؛ 95% CI؛ 0.97 تا 1.18؛ 9 کارآزمایی؛ 11,694 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ NFS؛ 14/2098 (0.7%) در مقابل 8/2995 (0.3%)؛ RR: 2.21؛ 95% CI؛ 0.74 تا 6.58؛ 4 کارآزمایی؛ 5093 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ MI غیر‐کشنده: 15/2989 (0.5%) در مقابل 13/3885 (0.3%)؛ RR: 1.45؛ 95% CI؛ 0.69 تا 3.07؛ 6 کارآزمایی؛ 6874 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین بود؛ یک کارآزمایی با 64 شرکتکننده گزارش کرد که هیچ موردی از عوارض میکروواسکولار مشاهده نشد (شواهد با قطعیت بسیار پائین).
یازده کارآزمایی به مقایسه M+S؛ (3626 = N) با متفورمین بههمراه تیازولیدیندیون (thiazolidinedione) (N = 3685) پرداختند: مورتالیتی به هر علتی: 123/3300 (3.7%) در مقابل 114/3354 (3.4%)؛ RR: 1.09؛ 95% CI؛ 0.85 تا 1.40؛ 6 کارآزمایی؛ 6654 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین؛ مورتالیتی قلبیعروقی: 37/2946 (1.3%) در مقابل 41/2994 (1.4%)؛ RR: 0.78؛ 95% CI؛ 0.36 تا 1.67؛ 4 کارآزمایی؛ 5940 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین؛ SAE؛ 666/3300 (20.2%) در مقابل 671/3354 (20%)؛ RR: 1.01؛ 95% CI؛ 0.93 تا 1.11؛ 6 کارآزمایی؛ 6654 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ NFS؛ 20/1540 (1.3%) در مقابل 16/1583 (1%)؛ RR: 1.29؛ 95% CI؛ 0.67 تا 2.47؛ P = 0.45؛ 2 کارآزمایی؛ 3123 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ MI غیر‐کشنده: 25/1841 (1.4%) در مقابل 21/1877 (1.1%)؛ RR: 1.21؛ 95% CI؛ 0.68 تا 2.14؛ P = 0.51؛ 3 کارآزمایی؛ 3718 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین بود؛ سه کارآزمایی با 3123 شرکتکننده گزارش کرد که هیچ عوارض میکروواسکولار مشاهده نشد (شواهد با قطعیت بسیار پائین).
سه کارآزمایی به مقایسه M+S؛ (462 = N) با متفورمین بههمراه گلیناید (glinide) (N = 476) پرداختند: در هر گروه مداخله، یک نفر فوت کرد (3 کارآزمایی؛ 874 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین)؛ هیچ موردی از مورتالیتی قلبیعروقی (2 کارآزمایی؛ 446 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین)؛ SAE؛ 34/424 (8%) در مقابل 27/450 (6%)؛ RR: 1.68؛ 95% CI؛ 0.54 تا 5.21؛ 0.37 = P؛ 3 کارآزمایی؛ 874 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین؛ هیچ موردی از NFS: (1 کارآزمایی؛ 233 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین)؛ MI غیر‐کشنده: 2/215 (0.9%) شرکتکننده در گروه M+S؛ 2 کارآزمایی؛ 446 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین؛ هیچ موردی از عوارض میکروواسکولار (1 کارآزمایی؛ 233 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین).
چهار کارآزمایی به مقایسه M+S؛ (2109 = N) با متفورمین بههمراه مهارکننده انتقال همزمان سدیم‐گلوکز 2 (3032 = N) پرداختند: مورتالیتی به هر علتی: 13/2107 (0.6%) در مقابل 19/3027 (0.6%)؛ RR: 0.96؛ 95% CI؛ 0.44 تا 2.09؛ 4 کارآزمایی؛ 5134 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ مورتالیتی قلبیعروقی: 4/1327 (0.3%) در مقابل 6/2262 (0.3%)؛ RR: 1.22؛ 95% CI؛ 0.33 تا 4.41؛ 3 کارآزمایی؛ 3589 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ SAE؛ 315/2107 (15.5%) در مقابل 375/3027 (12.4%)؛ RR: 1.02؛ 95% CI؛ 0.76 تا 1.37؛ 4 کارآزمایی؛ 5134 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ NFS؛ 3/919 (0.3%) در مقابل 7/1856 (0.4%)؛ RR: 0.87؛ 95% CI؛ 0.22 تا 3.34؛ 2 کارآزمایی؛ 2775 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ MI غیر‐کشنده: 7/890 (0.8%) در مقابل 8/1374 (0.6%)؛ RR: 1.43؛ 95% CI؛ 0.49 تا 4.18؛ 2 کارآزمایی؛ 2264 شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین؛ آمپوتاسیون اندام تحتانی: 1/437 (0.2%) در مقابل 1/888 (0.1%)؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین بود.
کارآزماییها، اپیزودهای هیپوگلیسمی بیشتری را با ترکیب M + S در مقایسه با دیگر ترکیبهای عوامل ضد‐دیابت–متفورمین گزارش کردند. نتایج به دست آمده برای M + S در مقابل مونوتراپی متفورمین غیر‐قابل قبول بود. هیچ RCTای وجود نداشت که به مقایسه M + S با متفورمین بههمراه انسولین بپردازد. ما نه کارآزمایی در حال انجام را شناسایی کردیم و دو کارآزمایی در انتظار ارزیابی هستند. در مجموع این کارآزماییها حدودا شامل 16,631 شرکتکننده خواهند بود.