ما 12 RCTs را شامل 1016 زن وارد کردیم. مطالعات در معرض خطر کلی سوگیری متوسط تا بالا بودند، و ما درجه شواهد را عمدتا به دلیل نگرانیها در مورد خطر سوگیری در مطالعات ارائه دهنده دادهها و عدم دقت تخمین اثر، کاهش دادیم. جراحیهای انجام شده عبارت بودند از هیسترکتومی (هشت مطالعه) و ساکروکولپوپکسی (سه مطالعه). علاوه بر این، یک کارآزمایی درمان جراحی را آندومتریوز مورد بررسی قرار داد که شامل رزکسیون یا هیسترکتومی بود. در میان مطالعاتی که زنان تحت جراحیهای هیسترکتومی قرار گرفتند، دو مطالعه شامل بیماری بدخیم (سرطان آندومتر)؛ و بقیه درگیر بیماریهای غیربدخیم بودند.
• RAS در مقابل CLS (هیسترکتومی)
شواهدی با قطعیت پائین نشان میدهند که ممکن است تفاوتی اندک یا هیچ تفاوتی در نرخ هر گونه عوارضی بین RAS و CLS (خطر نسبی (RR): 0.92؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.54 تا 1.59؛ شرکتکنندگان = 585؛ مطالعات = 6؛ I² = 51%)، نرخ عوارض حین جراحی (RR: 1.05؛ 95% CI؛ 0.31 تا 3.56؛ ؛ شرکتکنندگان = 487؛ مطالعات = 5؛ I² = 28%)، عوارض پس از جراحی (RR: 0.82؛ 95% CI؛ 0.42 تا 1.59؛ شرکتکنندگان = 533؛ مطالعات = 5; I2 = 51%) و تزریق خون (RR: 2.49؛ 95% CI؛ 0.75 تا 8.23؛ شرکتکنندگان = 345؛ مطالعات = 4؛ I2 = 0%)) وجود داشته باشد. با توجه به نرخ عوارض، تفاوت آماری بین زیرگروههای بیماری بدخیم و غیربدخیم وجود نداشت. پیامدهای بقا برای زنان مبتلا به بیماری بدخیم گزارش نشده است.
میانگین زمان کل جراحی در بازو RAS نسبت به بازوی CLS بهطور متوسط بیشتر بود (تفاوت میانگین (MD): 41.18 دقیقه، 95% CI؛ 6.17‐ تا 88.53؛ شرکتکنندگان = 148؛ مطالعات = 2؛ I² = 80%؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین)، و میانگین طول مدت اقامت در بیمارستان با RAS نسبت به CLS اندکی کوتاهتر بود (MD؛ 0.30‐ روز؛ 95% CI؛ 0.53‐ تا 0.07‐؛ شرکتکنندگان = 192؛ مطالعات = 2؛ I² = 0%؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین).
• RAS در مقابل CLS (ساکروکولپوپکسی)
شواهدی با قطعیت بسیار پائین نشان میدهند که تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در نرخ هر گونه عوارضی بین زنان تحت ساکروکولپوپکسی توسط RAS یا CLS وجود دارد (RR: 0.95؛ 95% CI؛ 0.21 تا 4.24؛ شرکتکنندگان = 186؛ مطالعات = 3؛ I² = 78%)؛ و نه در عوارض حین عمل (RR: 0.82؛ 95% CI؛ 0.09 تا 7.59؛ شرکتکنندگان = 108؛ مطالعات = 2؛ I² = 47%). شواهدی با قطعیت پائین در مورد عوارض پس از جراحی نشان میدهند این امر ممکن است با RASبالاتر باشد (RR: 3.54؛ 95% CI؛ 1.31 تا 9.56؛ مطالعات = 1؛ شرکتکنندگان = 68). محققان انتقال خون و مرگومیر تا 30 روز را گزارش نکردند.
شواهدی با قطعیت پائین نشان میدهد که RAS ممکن است با افزایش زمان جراحی مرتبط باشد (MD: 4.53 دقیقه؛ 95% CI؛ 12.06 تا 68.99؛ شرکتکنندگان = 186؛ مطالعات = 3؛ I² = 73%). شواهدی با قطعیت بسیار پائین نشان میدهند که تفاوت اندک یا هیچ تفاوتی بین دو روش از نظر طول مدت اقامت (MD: 0.26 روز؛ 95% CI؛ 0.15‐ تا 0.67؛ شرکتکنندگان = 108؛ مطالعات = 2 ؛ I² = 0%) وجود دارد.
• RAS در مقابل جراحی باز شکمی (هیسترکتومی)
دو مطالعه با 20 و 96 شرکتکننده مبتلا به بیماریهای بدخیم و غیربدخیم، به مقایسه RAS با جراحی باز پرداختند. برای اکثر پیامدها، فقط یک مطالعه دادهها را ارائه کرده بود، و اکثر شواهد قطعیت بسیار پائینی داشتند. شواهدی با قطعیت پائین از مطالعهای میان زنان مبتلا به سرطان آندومتر نشان میدهد که در مقایسه با جراحی باز، ممکن است میزان گرههای لنفاوی به دست آمده با RAS کمتر باشد (MD: ‐8.00؛ 95% CI؛ 14.97‐ تا 1.03‐)، ممکن است زمان جراحی طولانیتر باشد (233 دقیقه (محدوده 166 تا 320 دقیقه) در مقایسه با 187 دقیقه (محدوده 109 تا 300))، ممکن است مدت اقامت در بیمارستان کوتاهتر باشد (میانگین 2 روز [1 تا 5] در مقابل 5 روز [4 تا 9]؛ P < 0.001)، و ممکن است هزینههای کلی کمتر باشد (MD: ‐1568.00 دلار آمریکا؛ 95% CI؛ 3100.75‐ تا 35.25‐). پیامدهای بقا گزارش نشده بودند.
• RAS در مقابل CLS برای اندومتریوز
یک مطالعه واحد با دادههایی برای 73 زن در این مقایسه گنجانده شد؛ زنان مبتلا به اندومتریوز تحت جراحیهای مختلف، از رزکسیون نسبتا جزئی اندومتر تا هیسترکتومی، قرار گرفتند. بسیاری از زنانی که در این مطالعه وارد شدند، پیش از این نیز برای وضعیت دیگری تحت جراحی قرار گرفته بودند. برای اکثر پیامدها نرخ رویداد کم بود، و حجم نمونه برای شناسایی تفاوتهای بالقوه بین گروهها کافی نبود.