سوال مطالعه مروری
ایواکافتور چگونه پیامدهای بالینی (بقا، کیفیت زندگی و عملکرد ریه) را در افراد مبتلا به فیبروز سیستیک (cystic fibrosis; CF) تحت تاثیر قرار میدهد؟
پیشینه
در افراد مبتلا به CF، سطوح راههای هوایی به علت پروتئین غیر‐طبیعی آب کافی ندارند؛ این امر باعث میشود تا پاکسازی مخاط ضخیم و چسبنده، که منجر به عفونتهای ریوی میشود، با مشکل مواجه شود. ایواکافتور روی پروتئین غیر‐طبیعی در افراد دارای برخی از جهشها عمل میکند تا اجازه دهد که راههای هوایی آب بیشتری را حفظ کرده و مخاط را بهتر پاکسازی کنند، بنابراین عفونتهای ریوی کمتری ایجاد میشود.
هدف ایواکافتور افراد مبتلا به جهشهای کلاس III و IV بوده، و در افراد مبتلا به جهشهای G551D (کلاس III)، R117H (کلاس IV) و F508del (کلاس II) مورد مطالعه قرار گرفت.
ویژگیهای کارآزمایی
ما پنج کارآزمایی (447 شرکتکننده) را وارد کردیم که به مقایسه ایواکافتور با دارونما (placebo) (درمان ساختگی بدون ماده دارویی فعال) پرداختند و بین چهار تا 48 هفته طول کشیدند. سه کارآزمایی در کل 238 نفر را با حداقل یک نسخه از جهش G551D به کار گرفتند، یک کارآزمایی 140 نفر را با دو نسخه از جهش F508del و یک کارآزمایی 69 نفر را با حداقل یک نسخه از جهش R117H به کار گرفتند. این شواهد تا 21 نوامبر 2018 بهروز است.
نتایج کلیدی
جهش F508del
این کارآزمایی هیچ موردی را از مرگومیرها یا بهبود در عملکرد ریه، نمرات کیفیت زندگی یا وزن گزارش نکرد. سرفه و تشدید حملات ریوی (شعلهور شدن (flare up) بیماری ریوی) بیشترین حوادث جانبی گزارش شده هنگام مصرف ایواکافتور و دارونما بودند؛ تعداد مشابهی از موارد شعلهور شدن بیماری برای هر دو گروه وجود داشت. غلظتهای عرق کلراید با ایواکافتور کاهش یافت.
جهش G551D
هیچ موردی از مرگومیر گزارش نشد. هم کودکان و هم بزرگسالانی که ایواکافتور دریافت کردند، بهبود عملکرد ریه را نشان دادند، اما فقط بزرگسالان نمرات بالاتر کیفیت زندگی را گزارش کردند. افراد دریافت کننده دارونما سرفه بیشتری را گزارش کردند و دچار اپیزودهای بیشتری از کاهش عملکرد ریه شدند؛ بیشتر بزرگسالان دریافت کننده ایواکافتور اپیزودهایی را از سرگیجه گزارش کردند. تعداد مشابهی از افراد دریافت کننده ایواکافتور و دارونما، دوره درمان را به تاخیر انداختند، یا به دلیل عوارض جانبی (از جمله مسائل روانشناختی، بیماری کبد، مشکلات شدید تنفسی) بهطور کامل از کارآزمایی خارج شدند. تشدیدهای جدیتر حملات ریوی با مصرف دارونما در مقایسه با ایواکافتور بیشتر بود. بزرگسالان دریافت کننده ایواکافتور اغلب کمتر در بیمارستان بستری شدند و دورههای مصرف آنتیبیوتیک داخل وریدی کمتری برای تشدیدهای حملات ریوی داشتند. وزن کودکان و بزرگسالان با ایواکافتور افزایش یافت. غلظت کلراید عرق با ایواکافتور کاهش داشت.
جهش R117H
هیچ موردی از مرگومیر در این کارآزمایی رخ نداد. در حالی که نمرات کیفیت زندگی با ایواکافتور بهبود یافت، بهبودی در نمرات عملکرد ریه وجود نداشت. سرفه و تشدید حملات ریوی (شعلهور شدن (flare up) بیماری ریوی) بیشترین حوادث جانبی گزارش شده هنگام مصرف ایواکافتور و دارونما بودند؛ تعداد مشابهی از موارد شعلهور شدن بیماری برای هر دو گروه وجود داشت. هیچ تفاوتی از نظر وزن وجود نداشت؛ اما همانند جهشهای دیگر کاهش غلظت کلراید عرق با ایواکافتور وجود داشت.
شواهد نشان میدهد که ایواکافتور درمان موثری برای افراد (بالای شش سال) مبتلا به فیبروز سیستیک و جهش G551D است، اما نه برای افراد دارای جهش F508del یا R117H.
کیفیت شواهد
در اکثر کارآزماییها، افراد بهطور تصادفی با شانس مساوی برای قرار گرفتن در گروه دارونما یا ایواکافتور، در گروههای مختلف درمان قرار داده شدند؛ هیچ کس نمیدانست که فرد بعدی چه درمانی دریافت میکند، بنابراین افراد سالمتر ایواکافتور دریافت نکردند و باعث میشود نتایج بهتر به نظر برسند. ما مطمئن نبودیم افرادی که در کارآزمایی حضور داشتند، میدانستند چه کسی چه درمانی را دریافت کرده یا خیر و این امر چگونه ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد. هیچ یک از کارآزماییها تمام نتایج را به وضوح گزارش نکردند؛ گاهی کارآزماییها نتایج را به نحوی گزارش نکردند که ما بتوانیم از آنها در این مرور استفاده کنیم و گاهی نیز هیچ دادهای را گزارش نکردند. این موضوع اطمینان ما را به نتایج کلی تحت تاثیر قرار داد. اطلاعات در مورد برخی از عوارض جانبی محدود شد زیرا افراد زیادی دچار آنها نشدند، بنابراین، قضاوت در مورد اینکه تفاوتی بین گروههای درمان وجود داشت یا خیر، دشوار است.
ما کیفیت شواهد این مرور را متوسط تا پائین قضاوت کردیم.
منابع تامین مالی کارآزمایی
تمام کارآزماییها از Vertex Pharmaceuticals Incorporated حمایت مالی دریافت کردند. موسسه ملی سلامت (National Institute of Health; NIH)، بنیاد فیبروز سیستیک (Cystic Fibrosis Foundation; CFF) و دیگر نهادهای مالی غیر‐فارماکولوژیک نیز از این کارآزماییها حمایت کردند.