هشت مورد RCT (702 زن با خطر بالای ابتلا به OHSS) را وارد کردیم. کیفیت شواهد پائین یا بسیار پائین بود. محدودیتهای اصلی عدم گزارش تولد زنده، خطر سوگیری (bias) ناشی از کمبود اطلاعات در مورد روشهای مطالعه و عدم دقت به دلیل کم بودن نرخ رویدادها و کمبود داده بودند. چهار مطالعه فقط به صورت چکیده منتشر شده و دادههای محدودی را ارائه داده بودند.
کاستینگ در برابر عدم کاستینگ
نرخ OHSS در گروه کاستینگ پائینتر بود (OR: 0.11؛ 95% CI؛ 0.05 تا 0.24؛ I² = 0%؛ دو RCT؛ 207 زن؛ شواهد با کیفیت پائین)، نشان میدهد که اگر 45% زنان بدون کاستینگ دچار OHSS متوسط یا شدید شوند، بین 4% تا 17% از زنان با کاستینگ به آن دچار خواهند شد. دادههای بسیار کمی برای تعیین اینکه تفاوتی بین گروهها در نرخ تولد زنده (OR: 0.48؛ 95% CI؛ 0.14 تا 1.62؛ یک RCT؛ 68 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، بارداری بالینی (OR: 0.82؛ 95% CI؛ 0.46 تا 1.44؛ I² = 0%؛ دو RCT؛ 207 زن؛ شواهد با کیفیت پائین)، بارداری چند‐قلویی (OR: 0.31؛ 95% CI؛ 0.12 تا 0.81؛ یک RCT؛ 139 زن؛ شواهد با کیفیت پائین) یا سقط جنین (OR: 0.85؛ 95% CI؛ 0.25 تا 2.86؛ I² = 0%؛ دو RCT؛ 207 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) بوده یا خیر، وجود داشت.
کاستینگ در برابر EUFA
دادههای بسیار کمی برای تعیین اینکه تفاوتی بین گروهها در نرخ OHSS (OR: 0.98؛ 95% CI؛ 0.34 تا 2.85؛ I² = 0%؛ 2 RCT؛ 83 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، یا بارداری بالینی (OR: 0.67؛ 95% CI؛ 0.25 تا 1.79؛ I² = 0%؛ 2 RCT؛ 83 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) بوده یا خیر، وجود داشت؛ هیچ مطالعهای تولد زنده، بارداری چند‐قلویی، یا سقط جنین را گزارش نکرده بود.
کاستینگ در برابر آنتاگونیست
یک RCT (190 زن) این مقایسه را گزارش کرد، و هیچ رویدادی از OHSS در هر دو بازو رخ نداد. دادههای بسیار کمی برای تعیین اینکه تفاوتی بین گروهها در نرخهای بارداری بالینی (OR: 0.74؛ 95% CI؛ 0.42 تا 1.31؛ یک RCT؛ 190 زن؛ شواهد با کیفیت پائین)، یا نرخهای بارداری چند‐قلویی (OR: 1.00؛ 95% CI؛ 0.43 تا 2.32؛ یک RCT؛ 98 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) بوده یا خیر وجود داشت؛ این مطالعه تولد زنده یا سقط جنین را گزارش نکرده بود.
کاستینگ در برابر تحریک کمکی FSH (یا FSH co‐trigger)
نرخهای OHSS در گروه کاستینگ بالاتر بودند (OR: 43.74؛ 95% CI؛ 2.54 تا 754.58؛ یک RCT؛ 102 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، با 15 رویداد در بازوی کاستینگ و بدون رویداد در بازوی تحریک کمکی FSH. دادههای بسیار کمی برای تعیین اینکه تفاوتی بین گروهها در نرخ بارداری بالینی بوده یا خیر، وجود داشت (OR: 0.92؛ 95% CI؛ 0.43 تا 2.10؛ یک RCT؛ 102 زن؛ شواهد با کیفیت پائین). این مطالعه دادههای مناسب را برای تجزیهوتحلیل تولد زنده، بارداری چند‐قلویی، یا سقط جنین گزارش نکرد، اما بیان کرد که تفاوت معنیداری بین گروهها وجود نداشت.
کاستینگ در برابر کابرگولین
دادههای بسیار کمی برای تعیین اینکه تفاوتی بین گروهها در نرخ OHSS بوده یا خیر، وجود داشت (OR: 1.98؛ 95% CI؛ 0.09 تا 5.68؛ P = 0.20؛ I² = 72%؛ دو RCT؛ 120 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، با 11 رویداد در بازوی کاستینگ و شش مورد در بازوی کابرگولین. شواهد نشان داد که کاستینگ با نرخ پائینتری از بارداری بالینی همراه بود (OR: 0.38؛ 95% CI؛ 0.16 تا 0.88؛ P = 0.02؛ I² = 0%؛ دو RCT؛ 120 زن؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، اما در مجموع فقط 33 رویداد وجود داشت. این مطالعات دادههای مناسبی را برای تجزیهوتحلیل تولد زنده، بارداری چند‐قلویی یا سقط جنین گزارش نکردند.