مداخلات متفورمین (metformin)، کلومیفن سیترات (clomiphene citrate)، متفورمین به همراه کلومیفن سیترات، D‐کایرو‐اینوسیتول (D‐chiro‐inositol)، روزیگلیتازون (rosiglitazone)، پیوگلیتازون (pioglitazone) را ارزیابی کردیم. این داروها را با یکدیگر، با دارونما یا عدم درمان مقایسه کردیم. 48 مطالعه را وارد کردیم (4451 زن)، که 42 مورد از این مطالعات متفورمین را بررسی کردند (4024 زن). کیفیت شواهد از بسیار پائین تا متوسط متغیر بود. محدودیتها عبارت بودند از خطر سوگیری (گزارشدهی ضعیف متدولوژی و دادههای ناقص پیامد)، عدم دقت و ناهمگونی.
متفورمین در برابر دارونما یا عدم درمان
شواهد نشان میدهد که متفورمین ممکن است در مقایسه با دارونما نرخ زندهزایی را بهبود ببخشد (OR: 1.59؛ 95% CI؛ 1.00 تا 2.51؛ 4 مطالعه؛ 435 زن؛ I2 = 0%، شواهد با کیفیت پائین). گروه متفورمین دچار عوارض جانبی گوارشی بیشتری شدند (OR: 4.76؛ 95% CI؛ 3.06 تا 7.41؛ 7 مطالعه؛ 670 زن؛ I2 = 61%، شواهد با کیفیت متوسط) اما نرخ بارداری بالینی (OR: 1.93؛ 95% CI؛ 1.42 تا 2.64؛ 9 مطالعه؛ 1027 زن؛ I2 = 43%؛ شواهد با کیفیت متوسط)، تخمکگذاری (OR: 2.55؛ 95% CI؛ 1.81 تا 3.59؛ 14 مطالعه؛ 701 زن؛ I2 = 58%، شواهد با کیفیت متوسط) و تعداد قاعدگی (OR: 1.72؛ 95% CI؛ 1.14 تا 2.61؛ 7 مطالعه؛ 427 زن؛ I2 = 54%؛ شواهد با کیفیت پائین) بالاتری داشتند. هیچ شواهد روشنی در مورد تفاوت در نرخ سقط جنین وجود نداشت (OR: 1.08؛ 95% CI؛ 0.50 تا 2.35؛ 4 مطالعه؛ 748 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت پائین).
متفورمین به همراه کلومیفن سیترات در برابر کلومیفن سیترات به تنهایی
هیچ شواهد قانع کنندهای در مورد تفاوت بین گروهها از لحاظ نرخ زندهزایی وجود نداشت (OR: 1.21؛ 95% CI؛ 0.92 تا 1.59؛ 9 مطالعه؛ 1079 زن؛ I2 = 20%؛ شواهد با کیفیت پائین) اما عوارض جانبی گوارشی با درمان ترکیبی شایعتر بود (OR: 3.97؛ 95% CI؛ 2.59 تا 6.08؛ 3 مطالعه؛ 591 زن؛ I2 = 47%؛ شواهد با کیفیت متوسط). با این حال، گروه درمان ترکیبی دارای نرخ بارداری بالینی (OR: 1.59؛ 95% CI؛ 1.27 تا 1.99؛ 16 مطالعه؛ 1529 زن؛ I2 = 33%؛ شواهد با کیفیت متوسط) و تخمکگذاری (OR: 1.57؛ 95% CI؛ 1.28 تا 1.92؛ 21 مطالعه؛ 1624 زن؛ I2 = 64%، شواهد با کیفیت متوسط) بالاتری بود. تفاوت موجود در نرخ سقط جنین به ازای هر زن، با نرخ بالاتری در گروه درمان ترکیبی دارای اهمیت آماری بود (OR: 1.59؛ 95% CI؛ 1.03 تا 2.46؛ 9 مطالعه؛ 1096 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت پائین) اما این امر به دلیل کیفیت پائین شواهد از اهمیت بالینی نامطلوبی برخوردار است و تفاوت روشنی بین گروهها در هنگام تجزیهوتحلیل سقط جنین در هر بارداری وجود نداشت (OR: 1.30؛ 95% CI؛ 0.80 تا 2.12؛ 8 مطالعه؛ 400 بارداری؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت پائین).
متفورمین در برابر کلومیفن سیترات
هنگامی که همه مطالعات ترکیب شدند، یافتههای مربوط به زندهزایی بینتیجه و متناقض بود (OR: 0.71؛ 95% CI؛ 0.49 تا 1.01؛ 5 مطالعه؛ 741 زن؛ I2 = 86%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). در تجزیهوتحلیل زیر‐گروه دارای وضعیت چاقی، زنان چاق دارای نرخ تولد کمتری در گروه متفورمین بودند (OR: 0.30؛ 95% CI؛ 0.17 تا 0.52؛ 2 مطالعه؛ 500 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، در حالی که دادههای به دست آمده از گروه غیر‐چاق، یک مزیت احتمالی را برای متفورمین با ناهمگونی بالا نشان داد (OR: 1.71؛ 95% CI؛ 1.00 تا 2.94؛ 3 مطالعه؛ 241 زن؛ I2 = 78%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). بهطور مشابه، میان زنان چاق مصرف کننده متفورمین نرخ پائینتر بارداری بالینی (OR: 0.34؛ 95% CI؛ 0.21 تا 0.55؛ 2 مطالعه؛ 500 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) و تخمکگذاری وجود داشت (OR: 0.29؛ 95% CI؛ 0.20 تا 0.43؛ 2 مطالعه؛ 500 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت پائین)، در حالی که در زنان غیر‐چاق، گروه دریافت کننده متفورمین دارای بارداری بیشتری بودند (OR: 1.56؛ 95% CI؛ 1.05 تا 2.33؛ 5 مطالعه؛ 490 زن؛ I2 = 41%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) و هیچ تفاوت روشنی در نرخ تخمکگذاری وجود نداشت (OR: 0.81؛ 95% CI؛ 0.51 تا 1.28؛ 4 مطالعه؛ 312 زن؛ شواهد با کیفیت پائین؛ I2=0%). شواهد واضحی از تفاوت در نرخ سقط جنین وجود نداشت (به طور کلی: (OR: 0.92؛ 95% CI؛ 0.50 تا 1.67؛ 5 مطالعه؛ 741 زن؛ I2 = 52%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
D‐کایرو‐اینوسیتول (2 مطالعه)، روزیگلیتازون (1 مطالعه) یا پیوگلیتازون (1 مطالعه) در برابر دارونما یا عدم درمان
ما قادر به نتیجهگیری در مورد سایر داروهای حساس کننده انسولین نبودیم زیرا مطالعات پیامدهای اولیه را گزارش نکردند.
مرور بهروز شده ما نشان میدهد که متفورمین به تنهایی ممکن است برای زندهزایی سودمندتر از دارونما باشد، اگرچه کیفیت این شواهد پائین است. هنگامی که متفورمین با کلومیفن سیترات مقایسه شد، دادههای مربوط به زندهزایی بینتیجه بودند و یافتههای ما به دلیل فقدان شواهد محدود شد. نتایج بر اساس شاخص توده بدنی (BMI)، متفاوت بود که بر اهمیت طبقهبندی نتایج بر اساس BMI تاکید میکند. بهبودی در بارداری بالینی و تخمکگذاری نشان میدهد که کلومیفن سیترات در زنان چاق مبتلا به PCOS نسبت به متفورمین برای القای تخمکگذاری مطلوبتر است.
نرخ بارداری بالینی بهبود یافته و تخمکگذاری با متفورمین و کلومیفن سیترات در برابر کلومیفن سیترات به تنهایی نشان میدهد که درمان ترکیبی ممکن است مفید باشد، اگر چه ما نمیدانیم که این درمان به افزایش موارد زندهزایی میانجامد یا خیر. به زنان مصرف کننده متفورمین به تنهایی یا همراه با درمان ترکیبی باید توصیه کرد که هیچ شواهدی برای افزایش سقط جنین وجود ندارد، اما احتمال عوارض جانبی گوارشی بیشتر است.