هیپرکلسترولمی خانوادگی (familial hypercholesterolemia) یکی از شایعترین بیماریهای متابولیک ارثی است و یک اختلال اتوزومال غالب است، یعنی هتروزیگوتها یا افراد حامل را تحت تاثیر قرار میدهد. افرادی که هوموزیگوت هستند، بیماری شدیدی دارند. میانگین شیوع هتروزیگوت هیپرکلسترولمی خانوادگی در سراسر جهان حداقل 1 در 500 است، گرچه اطلاعات اپیدمیولوژیکی ژنتیکی (genetic epidemiological data) اخیر از دانمارک و دادههای توالی (sequencing data) نسل بعدی نشان می دهد که این فراوانی ممکن است نزدیکتر به 1 در 250 باشد.
تشخیص هیپرکلسترولمی خانوادگی در کودکان بر اساس سطوح کلسترول کل و کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم (low-density lipoprotein cholesterol levels) بالا رفته یا آنالیز بر اساس DNA، یا هر دو است. آترواسکلروز کرونری در مردان مبتلا به هیپرکلسترولمی خانوادگی هتروزیگوت در سنین 17 سالگی و در زنان مبتلا به هیپرکلسترولمی خانوادگی هتروزیگوت در 25 سالگی تشخیص داده شده است.
از آنجایی که عوارض بالینی آترواسکلروز بهصورت زودرس، به ویژه در مردان رخ میدهد، درمان در تمام طول عمر که از کودکی آغاز شده، برای کاهش خطر بیماری قلبی عروقی ضروری است. در کودکان مبتلا به این بیماری، رژیم غذایی سنگ بنای درمان است، اما افزودن داروهای کاهنده چربی سبب بهبود قابل توجه درمان میشود. رزین های تبادل آنیونی (Anion exchange resins)، مانند کلستیرامین (cholestyramine) و کلستیپول (colestipol) موثر بودهاند، اما خیلی ضعیف تحمل میشوند.
از دهه 1990 مطالعات انجام شده بر کودکان 6 تا 17 ساله مبتلا به هیپرکلسترولمی خانوادگی هتروزیگوت، کاهش قابل توجهی را در سطوح کلسترول لیپوپروتئین با چگالی پایین و کل سرم آنها نشان داده است. در حالی که به نظر میرسد استاتینها در کودکان ایمن و قابل تحمل هستند، ایمنی بلندمدت آنها در این گروه سنی بهطور محکم ثابت نشده است. این بهروزرسانی نسخه قبلا منتشر شده از این مطالعه مروری کاکرین است.
ارزیابی اثربخشی و ایمنی استاتینها در کودکان مبتلا به هیپرکلسترولمی خانوادگی هتروزیگوت
مطالعات مرتبط که از پایگاه ثبت کارآزماییهای گروه متابولیسم و خطاهای مادرزادی (Inborn Errors and Metabolism) و Medline شناسایی شدند.
تاریخ آخرین جستوجو: 20 فوریه 2017
مطالعات بالینی تصادفیسازی و کنترل شده شامل شرکتکنندگان تا 18 سال، که به مقایسه یک استاتین با دارونما (placebo) یا رژیم غذایی به تنهایی پرداخته باشند.
دو نویسنده به طور جداگانه مطالعات را برای ورود و استخراج دادهها ارزیابی کردند.
ما 26 مطالعه بالقوه مناسب را یافتیم که از بین آنها 9 مطالعه تصادفیسازی و کنترل شده با دارونما (1177 شرکت کننده) را وارد مطالعه کردیم. به طور کلی، مداخله و زمان پیگیری کوتاه بود (متوسط 24 هفته؛ از 6 هفته تا 2 سال). استاتینها میانگین غلظت کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم را در تمام نقاط زمانی (شواهد با کیفیت متوسط) کاهش دادند.
غلظتهای آسپارتات (aspartate) و آلانین آمینوترانسفراز (alanine aminotransferase) سرم و همچنین کراتینین کیناز (creatinine kinase)، بین گروههای درمانشده و گروه دارونما در هر نفطه زمانی (شواهد با کیفیت کم) متفاوت نبودند. خطرات میوپاتی (شواهد با کیفیت کم) و عوارض جانبی بالینی (شواهد با کیفیت متوسط) خیلی کم و همچنین در هر دو گروه مشابه بود. در یک مطالعه سیمواستاتین (simvastatin) باعث بهبود انبساط با واسطه جریان (flow-mediated dilatation) شریان براکیال (brachial artery) (شواهد با کیفیت کم) شد، و در مطالعه دیگری درمان با پراواستاتین (pravastatin) برای 2 سال، برگشت (regression) قابلتوجهی را در اندازه ضخامت جدار اینتیما-مدیا شریان کاروتید (carotid intima media thickness) (شواهد با کیفیت کم) ایجاد کرد.
درمان با استاتین یک درمان موثر برای کاهش چربی در کودکان مبتلا به هیپرکلسترولمی خانوادگی است. هیچگونه مسائل ایمنی قابلتوجهی شناسایی نشد. به نظر میرسد درمان با استاتین در کوتاهمدت امن است، اما ایمنی بلندمدت آن هنوز مشخص نیست. اطفال درمان شده با استاتینها باید توسط متخصیص اطفال به دقت پایش و پیگیری شوند و زمانی که آنها به 18 سالگی رسیدند، مراقبت از آنها باید به یک لیپیدولوژیست (lipidologist) بزرگسال منتقل شود. کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده بلندمدت بزرگ برای پوشش موضوعات ایمنی بلندمدت استاتینها ضروری است.