سندرم پس از ترومبوز (post‐thrombotic syndrome; PTS) یک عارضه طولانیمدت از ترومبوز ورید عمقی (deep vein thrombosis; DVT) است که با درد، تورم و تغییرات پوستی در اندام متاثر شده مشخص میشود. یکی از هر سه فرد مبتلا به DVT درون پنج سال به این عارضه دچار میشود. برای پیشگیری از سندرم پس از ترومبوز در طول مرحله حاد DVT، از چندین روش غیر‐دارویی استفاده میشود. این روشها شامل بالا بردن پاها و درمان فشردهسازی است. متخصصان بالینی و دستورالعملها در ارزیابی عملکرد درمان فشردهسازی برای درمان DVT متفاوت هستند. این نسخه بهروز از مروری است که ابتدا در سال 2003 منتشر شد.
تعیین اثربخشی نسبی و نرخ عوارض زمانی که فشردهسازی در افراد مبتلا به ترومبوز ورید عمقی (DVT) برای پیشگیری از سندرم پس از ترومبوز (PTS) استفاده میشود.
برای بهروز کردن این نسخه، متخصص اطلاعات عروق در کاکرین (CIS) پایگاه ثبت تخصصی عروق در کاکرین (20 مارچ 2017) و CENTRAL (تا سال 2017 شماره 2) را جستوجو کرد. CIS همچنین پایگاههای ثبت کارآزمایی را برای جزئیات مطالعات در حال انجام و منتشر نشده جستوجو کرد.
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و کارآزماییهای بالینی کنترل شده (controlled clinical trials; CCTs) در زمینه درمان فشردهسازی، مانند بانداژ و جورابهای الاستیک، در افراد مبتلا به DVT تایید شده از نظر بالینی وارد کردیم. پیامد اولیه وقوع PTS بود.
دو نویسنده مرور (DK و EvL) عناوین و چکیده مقالات را از نظر مرتبط بودن و نویسنده سوم (DA) این ارزیابیها را مستقلانه تایید کرد. نویسندگان مرور هیچ محدودیت زبانی یا زمانی را برای مقالات اعمال نکردند. سه نویسنده مرور (DA؛ DK و EvL) مستقل از هم از جداول استخراج داده برای استخراج دادههای مطالعات استفاده کردند. ما اختلافنظر را با بحث برطرف کردیم.
10 RCT را با مجموع 2361 شرکتکننده شناسایی کردیم که درمان فشردهسازی را ارزیابی کرده بودند. کیفیت کلی روششناسی این کارآزماییها پائین بود. فقط پنج مطالعه را در متاآنالیز استفاده کردیم که دلیل آن هم، تفاوتها در نوع مداخلات و نبود داده بود. سه مطالعه جورابهای فشارنده الاستیکی (فشار 30 تا 40 میلیمتر جیوه در مچ پا) را در برابر عدم مداخله مقایسه کردند. دو مطالعه جورابهای فشارنده الاستیکی (فشار 20 تا 40 میلیمتر جیوه) را در برابر جورابهای دارونما مقایسه کردند. در مجموع، استفاده از جورابهای فشارنده الاستیکی با کاهش قابل توجه از نظر بالینی در بروز PTS همراه بود (خطر نسبی (RR): 0.62؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.38 تا 1.01؛ P = 0.05؛ 1393 شرکتکننده؛ 5 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین)، عدم کاهش در بروز PTS شدید (RR: 0.78؛ 95% CI؛ 0.53 تا 1.15؛ P = 0.21؛ 1224 شرکتکننده؛ 4 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین) و عدم تفاوت روشن در عود DVT (RR: 0.94؛ 95% CI؛ 0.69 تا 1.28؛ 1212 شرکتکننده؛ 4 مطالعه؛ P = 0.69؛ شواهد با کیفیت پائین) مشاهده شد. ما دادهها را برای بروز امبولی ریوی تجمیع نکردیم، زیرا این اطلاعات بهطور ضعیفی گزارش شده بودند، اما تفاوتی بین گروههای وارد شده در مطالعات تکی مشاهده نکردیم (شواهد با کیفیت پائین).
دو مطالعه تاثیرات فشردهسازی را در فاز حاد در برابر عدم درمان فشردهسازی بررسی کرده و هیچ تفاوتی را در بروز PTS نیافتند (RR: 0.76؛ 95% CI؛ 0.49 تا 1.16؛ P = 0.2؛ 101 شرکتکننده). یک مطالعه گزارش کرد که جورابهای بلند تا ران پیشگیری بهتری را از PTS در برابر جورابهای تا روی مچ پا ایجاد نکردند (RR: 0.92؛ 95% CI؛ 0.66 تا 1.28؛ P = 0.6؛ 267 شرکتکننده). کارآزمایی دیگر گزاش کرد که پوشیدن جورابهای فشارنده برای دو سال به نظر میرسد نسبت به پوشیدن آنها به مدت یک سال از نظر بروز PTS بهتر است.
دو مطالعه از 10 مطالعه وارد شده میزان رضایت بیمار و کیفیت زندگی را (شواهد با کیفیت متوسط) را با استفاده از سیستمهای اندازهگیری مختلف، گزارش کردند مطالعه اول نشان داد که بهبود قابل توجهی در بهزیستی (well‐being) و کیفیت زندگی مرتبط با DVT با درمان فشردهسازی در مقایسه با استراحت در تختخواب دیده میشود (P < 0.05) و مطالعه دوم هیچ تفاوتی را در نمرات کیفیت زندگی بین درمان فشردهسازی و گروه دارونما نیافت. چهار مطالعه عوارض جانبی را بهطور ضعیفی گزارش کرده بودند (شواهد با کیفیت پائین) و شامل خارش، اریتم و فرمهای دیگر واکنشهای آلرژیک بودند و هیچ حادثه جانبی جدی را گزارش نکردند. عوارض با پوشیدن جورابهای فشارنده اغلب بالا ولی مختلف در طول مطالعات بودند.
شواهد با کیفیت پائین نشان میدهد که جورابهای فشارنده الاستیکی ممکن است موجب کاهش وقوع PTS پس از DVT شود. کیفیت شواهد را به علت ناهمگونی قابل توجهی بین مطالعات و عدم وجود یا عدم مشخص شدن خطر کورسازی با توجه به نمرات ارزیابی بالینی، کاهش دادیم. هیچ عوارض جانبی جدی در این مطالعات وجود نداشت. به منظور تایید این یافتهها به دلیل فقدان شواهد با کیفیت بالا و ناهمگونی قابل توجه، نیاز به کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده بزرگ وجود دارد.