ترومبوآمبولی وریدی (venous thromboembolism; VTE) یک علت جدی اما قابل پیشگیری از موربیدیتی و مرگومیر است. سیستمهای تحریک الکتریکی عصبیعضلانی (neuromuscular electrical stimulation systems; NMES) برای پیشگیری از VTE ممکن است برای بیمارانی مفید باشد که در آنها روشهای پیشگیری دارویی یا مکانیکال استاندارد، دارای منع مصرف (contraindicated) بوده یا غیر‐ایمن یا غیر‐کاربردی هستند. اگرچه یافتههای مطالعات تجربی نشان میدهد که NMES استاز وریدی را کاهش میدهد، کاربرد بالینی و اثربخشی NMES در پیشگیری از VTE هنوز بحثبرانگیز است.
ارزیابی اثربخشی تحریک الکتریکی عصبیعضلانی در پیشگیری از ترومبوآمبولی وریدی.
متخصص اطلاعات عروق در کاکرین (CIS)، پایگاه ثبت تخصصی (22 مارچ 2017) و پایگاه ثبت مرکزی کارآزماییهای کنترل شده کاکرین (CENTRAL، تا سال 2017 شماره 2) را جستوجو کرد. CIS همچنین پایگاههای ثبت کارآزماییها را برای مطالعات در حال انجام و منتشر نشده جستوجو کرد. نویسندگان مرور فهرستهای کتابشناختی مقالات و مرورهای مرتبط را برای کارآزماییهای بالقوه واجد شرایط جستوجو کردند.
ما قصد داشتیم کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و کارآزماییهای شبه‐تصادفیسازی شدهای را وارد کنیم که هر فرمی را از تحریک الکتریکی عصبیعضلانی به عنوان یک مداخله برای پروفیلاکسی VTE (به تنهایی یا در ترکیب با دیگر روشهای دارویی یا مکانیکال) در برابر عدم پروفیلاکسی یا دیگر روشهای دارویی یا مکانیکال برای پروفیلاکسی VTE مقایسه کرده بودند.
حداقل دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم در انتخاب مطالعات، استخراج دادهها، ارزیابی کیفیت روششناسی مطالعات وارد شده و تجزیهوتحلیل دادهها دخیل بودند. ما اختلافنظرها را با بحث میان دو نویسنده مرور برطرف کردیم. اگر توافقی حاصل نشد، نویسنده سوم مرور به عنوان داور عمل میکرد. پیامدهای اصلی مرور عبارت بودند از ترومبوز ورید عمقی (deep vein thrombosis; DVT)؛ DVT علامتدار و بدون نشانه، آمبولی ریوی (pulmonary embolism; PE)؛ VTE کلی و خونریزی (ماژور و مینور). کیفیت شواهد با استفاده از سیستم درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی و به صورت ایتالیک نشان داده شدهاند.
ما در این مرور پنج کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده و سه کارآزمایی شبه‐تصادفیسازی شده را وارد کردیم که در مجموع شامل 904 شرکتکننده بودند. میان آنها، چهار مطالعه دربرگیرنده بیمارانی بودند که تحت پروسیجرهای ماژور جراحی قرار گرفتند، یک مطالعه بیماران تحت جراحی مفصل ران را با بیحسی نخاعی و یک مطالعه بیماران ترومایی را وارد کرد که برای هپارین پروفیلاکتیک کنترااندیکاسیون/منع مصرف (contraindications) داشتند؛ یک مطالعه نیز بیماران نوروسرجیکال را وارد کرد تحت بیحسی عمومی قرار گرفتند و یک مطالعه نیز بیماران مبتلا به صدمات غیر‐عملکردی طناب نخاعی را در نظر گرفتند. در مجموع، هشت مطالعه 22 بازوی درمان داشتند. چهار مطالعه بازوی NMES را با بازوی عدم پروفیلاکسی و پنج مطالعه NMES را با روشهای جایگزین بازوی پروفیلاکسی مقایسه کردند. روشهای پروفیلاکسی جایگزین شامل هپارین با دوز پائین (5000 واحد بینالمللی زیر‐جلدی) در دو مطالعه، Dextran 40 در یک مطالعه، جورابهای فشارنده درجهبندی شده (graduated compression stockings; GCS) و دستگاه فشارنده پنوماتیک متناوب (intermittent pneumatic compression devices; IPCD) در یک مطالعه بودند. یک مطالعه ترکیب NMES و هپارین با دوز پائین را در برابر عدم پروفیلاکسی یا هپارین با دوز پائین به تنهایی مقایسه کرد.
ما هیچ تفاوت روشنی را در خطرات DVT کل (نسبت شانس (OR): 1.01؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.60 تا 1.70؛ P = 0.98؛ 6 مطالعه؛ 415 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین )، DVT بدون نشانه (OR: 1.61؛ 95% CI؛ 0.40 تا 6.43؛ P = 0.50؛ 1 مطالعه؛ 89 شرکتکننده، شواهد با کیفیت پائین )، DVT علامتدار (OR: 0.40؛ 95% CI؛ 0.02 تا 10.07؛ P = 0.58؛ 1 مطالعه؛ 89 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین )، PE (OR: 1.31؛ 95% CI؛ 0.38 تا 4.48؛ P = 0.67؛ 2 مطالعه؛ 126 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین ) و VTE کل (OR: 0.92؛ 95% CI؛ 0.34 تا 2.52؛ P = 0.88؛ 1 مطالعه؛ 72 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین)، بین پروفیلاکسی با NMES و روشهای جایگزین پروفیلاکسی نیافتیم. هیچ یک از مطالعات در این مقایسه خونریزی را گزارش نکردند.
در مقایسه با عدم پروفیلاکسی، NMES خطر کمتر DVT کل (OR: 0.40؛ 95% CI؛ 0.23 تا 0.70؛ P = 0.02؛ 4 مطالعه؛ 576 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط ) و VTE کل (OR: 0.23؛ 95% CI؛ 0.09 تا 0.59؛ P = 0.002؛ 1 مطالعه؛ 77 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین ) را نشان داد. دادها تفاوت روشنی را در خطر DVT بدون نشانه (OR: 0.32؛ 95% CI؛ 0.06 تا 1.62؛ P = 0.17؛ 1 مطالعه؛ 200 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین )، DVT علامتدار (OR: 0.06؛ 95% CI؛ 0.00 تا 1.36؛ P = 0.08؛ 1 مطالعه؛ 160 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین )، یا PE (OR: 0.36؛ 95% CI؛ 0.12 تا 1.07؛ P = 0.07؛ 1 مطالعه؛ 77 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین) میان پروفیلاکسی با NMES و عدم پروفیلاکسی نشان نداد. هیچ یک از مطالعات در این مقایسه خونریزی را گزارش نکردند.
در مقایسه با هپارین با دوز پائین، NMES با خطر بالاتر DVT کل (OR: 2.78؛ 95% CI؛ 1.19 تا 6.48؛ P = 0.02؛ 2 مطالعه؛ 194 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین) همراه بود اما دادهها برای دیگر مقایسهها (NMES در برابر Dextran 40؛ NMES در برابر GCS؛ NMES در برابر IPCD) و برای دیگر پیامدهای بالینی مانند DVT علامتدار یا بدون نشانه، PE؛ VTE کل و خونریزی در مقایسههای فردی ناکافی بودند
بهطور کلی، کیفیت شواهد موجود را به دلیل خطر سوگیری بالا یا نامشخص و تخمین اثرگذاری غیر‐دقیق به دلیل تعداد کم مطالعات و حوادث، پائین قضاوت کردیم.
شواهد با کیفیت پائین نشان میدهد که هیچ تفاوت واضحی در خطر DVT بین NMES و روشهای پیشگیری جایگزین وجود ندارد اما پیشنهاد میکند که NMES ممکن است با خطر کمتر DVT در مقایسه با هیچ پیشگیری (شواهد با کیفیت متوسط) و خطر بیشتر DVT در مقایسه با هپارین با دوز پائین (شواهد با کیفیت پائین) همراه باشد. بهترین شواهد موجود در مورد اثربخشی NMES در پیشگیری از VTE به اندازه کافی قوی نیست که اجازه نتیجهگیری قطعی را به ما بدهد. برای ارائه شواهد به اندازه کافی قوی، به کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده با کیفیت بالا و قوی نیاز است.