سوال مطالعه مروری
در افراد مبتلا به تنگ شدن عروق کرونر متعدد (رگهای خونی که قلب را پوشانده و خون را به قلب میرسانند)، همراه با یک رگ کاملا بسته شده (مسدود شده) که موجب حمله قلبی میشود، بهتر است که تمام رگها باز شود یا تنها رگی که باعث حمله قلبی شده باز شود.
پیشینه
تنگ شدن قابل توجه همزمان چندین رگ کرونری (به نام درگیری چندین رگ با هم) با یک رگ کرونر کاملا مسدود شده که منجر به حمله قلبی میشود، معمولا میان افراد مبتلا به حمله قلبی دیده میشود. درمان فعلی این شریانهای عروق کرونر تنگ شده یا کاملا مسدود شده شامل یک پروسیجر داخل عروقی (درون رگ خون) است که مداخله کرونری از طریق پوست نامیده میشود، که در آن از یک بالون استفاده میشود و در محل انسداد قرار داده و متورم میشود در نتیجه شریان باز شده و جریان خون طبیعی باز میگردد. این کار معمولا پس از قرار دادن یک استنت (لوله مشبک کوچک) به منظور پیشگیری از بسته شدن مجدد شریانهایی که قبلا تنگ شده بودند، انجام میگیرد. علاوه بر شریان مسدود شده، ممکن است شریانهای کرونری تنگ شده دیگری نیز وجود داشته باشد اما چندین انجمن علمی قلب فقط مداخله در رگ(هایی) را توصیه میکنند که منجر به حمله قلبی میشوند در نتیجه شریانهای تنگ شده به صورت درمان نشده باقی میمانند، مگر اینکه فرد همچنان این نشانهها را داشته باشد.
ویژگیهای مطالعه
کارآزماییهای بالینی را در مورد بزرگسالانی جستوجو کردیم که مداخله کرونری را از طریق پوست برای مدیریت حمله قلبی و درگیری چند رگ با هم انجام دادند. شواهد تا 4 ژانویه 2017 بهروز است. فقط چهار کارآزمایی دریافت کمک مالی را از سازمانهای دولتی یا نهادهای خیریه گزارش کردند. کارآزماییهای دیگر منابع مالی را ذکر نکردند و هیچ یک از شرکتهای خصوصی به عنوان منابع مالی ذکر نشدند. در کارآزماییهای وارد شده، هم شرکتکنندگان و هم محققان از درمانی که شرکتکنندگان دریافت کردند، اطلاع داشتند که این امر ممکن است منجر به سوگیری (bias) در نتایج شود. یک کارآزمایی ثبتنام شده زودتر از زمان برنامهریزی شده به پایان رسید، زیرا تفاوت بین دو گروه درمان قابل توجه بود. این امر ممکن است باعث شود تا تفاوت بین گروههای مداخله بیش از حد ارزیابی شود. برای اکثر کارآزماییها، تعداد شرکتکنندگانی که برای مشاهده تفاوت بالقوه بین درمانها وارد شدند، کافی نبود.
نتایج کلیدی
نه کارآزمایی بالینی را با 2633 فرد مبتلا به حمله قلبی و درگیری چندین رگ با هم وارد کردیم. در مقایسه با شرکتکنندگانی که تحت باز کردن فقط یک رگ کرونری که باعث حمله قلبی شده بود، قرار گرفتند، افراد تحت درمان تمام عروق تنگ شده، مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی و تامین خون (بیماری قلبیعروقی نامیده میشود) کمتری داشتند، نیاز به درمانهای کمتری برای باز کردن شریانهای عروق کرونری مشکلدار داشتند و در پایان یک سال یا بیشتر پس از درمان، حملات قلبی کمتری داشتند. بر اساس تجزیهوتحلیلهای ما، اگر چه به نظر میرسد درمان در تمام رگهای تنگ شده استراتژی درمانی بهتری باشد، برای تایید اینکه این رویکرد با مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبیعروقی یا حمله قلبی کمتر یا هر دو همراه است یا خیر، هنوز هم نیاز به کارآزماییهای بالینی به خوبی طراحی شده وجود دارد.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد بسیار پائین است. به عنوان مثال، تعداد شرکتکنندگان در مطالعات وارد شده کافی نبود، تیم پزشکی از گروهی که شرکتکنندگان به آن اختصاص داده شده بودند و اینکه ممکن بود نتیجهگیریهای ما را تحت تاثیر قرار دهد، آگاه بودند. کارآزماییهای بالینی خوب طراحی شده با تعداد زیاد شرکتکنندگان برای تعیین اینکه کدام استراتژی درمان برتر است، مورد نیاز است.