سوال مطالعه مروری
شواهد مربوط به اثربخشی پیششرط ایسکمیک دوردست ((remote ischaemic preconditioning; RIPC)، انسداد موقت جریان خون شریانی در یک بازو یا یک پا پیش از جراحی پس از القای بیحسی) را در افراد تحت بایپس گرافت عروق کرونر با یا بدون جراحی بیشتر دریچه قلب مورد بررسی قرار دادیم.
پیشینه
بیماری عروق کرونر (coronary artery disease; CAD) ناشی از انسداد پیشرفته عروق کرونر است. اگر عروق کرونر به صورت جزئی یا کامل مسدود شوند، نمیتوانند اکسیژن کافی به قلب برسانند. نشانههای CAD عبارتند از: تنگی نفس، درد در قسمت فوقانی بدن (مانند بازوها، شانه چپ، پشت و غیره). CAD ممکن است از طریق درمان پزشکی، مداخله عروق کرونر از راه پوست (percutaneous coronary intervention; PCI) یا بایپس گرافت عروق کرونر (coronary artery bypass grafting; CABG) درمان شود. با وجود پیشرفتهای قابل توجه در راهبردهای جراحی، جراحی قلب با عوارض شدیدی همراه است. روشهای متعددی برای کاهش خطر حین جراحی انجام شده است (هیپوترمی (hypothermia)، راهحلهای کاردیوپلژی (cardioplegic solutions) و محدودیتهای زمان اجرای پروسیجر). این استراتژیها منجر به کاهش شدید مرگومیر و موربیدیتی شده، با این حال بیومارکرهای ایسکمی نشان میدهند که آسیبهای میوکارد پس از جراحی پایدار است. گزارش شده که RIPC این بیومارکرهای ایسکمی را در افراد تحت جراحی قلب کاهش میدهد. هدف از این مرور سیستماتیک ارزیابی این موضوع بود که این عمل پیامدهای بالینی را بهبود میبخشد یا خیر؟
ویژگیهای مطالعه
بانکهای اطلاعاتی علمی را برای یافتن کارآزماییهای تصادفیسازی بررسی کردیم که در آنها افراد برای CABG (با یا بدون جراحی دریچه قلب) برنامهریزی شده بودند، و بهطور تصادفی برای دریافت RIPC یا مداخله ساختگی پیش از جراحی اختصاص داده شدند. شواهد تا می 2016 بهروز است. هیچ منبعی را از سوگیری (bias) مرتبط با بودجه مطالعات وارد شده شناسایی نکردیم.
نتایج کلیدی
29 مطالعه را شامل 5392 شرکتکننده شناسایی کردیم (میانگین سنی: 64 سال، محدوده سنی از 23 تا 86 سال، 82% مرد). RIPC پیامدهای بالینی را در افراد تحت درمان با CABG با یا بدون جراحی دریچه قلب بهبود نمیبخشد (به عنوان نقطه پایانی کامپوزیت شامل مورتالیتی به هر علتی، انفارکتوس میوکارد غیر‐کشنده یا هر نوع استروک، یا هر دو، در 30 روز پس از جراحی ارزیابی شد، شواهد با کیفیت متوسط). شواهد با کیفیت متوسط وجود دارد که نشان میدهد RIPC میزان انتشار تروپونین T قلبی را که در 72 ساعت و به صورت AUC (72 ساعت) اندازهگیری شد، کاهش میدهد. شواهدی با کیفیت متوسط وجود دارد که نشان میدهد میزان انتشار تروپونین I قلبی اندازهگیری شده در 48 ساعت و 72 ساعت پس از جراحی در گروه RIPC کمتر از گروه کنترل است. در مورد تروپونین T اندازهگیری شده در 48 ساعت و تروپونین I اندازهگیری شده به عنوان AUC در 72 ساعت پس از جراحی تفاوتی بین گروهها وجود نداشت (شواهد با کیفیت پائین و متوسط). با این حال، این تاثیر بر بیومارکرها منجر به بهبود پیامد بالینی نمیشود.
کیفیت شواهد
از روشهای معتبری برای ارزیابی کیفیت شواهد کارآزمایی استفاده کردیم. با توجه به وجود ناهمگونی آماری متوسط یا بالا، عدم دقت نتایج یا به دلیل محدودیتهای موجود در طراحی مطالعات مجزا، کیفیت شواهد مربوط به پیامدهای کلیدی متوسط تا پائین بود.