هدف مطالعه مروری
هدف از این مرور کاکرین تعیین این موضوع بود که جراحی برای انحراف چشم (strabismus) عمودی در افرادی که مبتلا به فلج عضله مایل فوقانی هستند، بهتر از سایر مداخلات جراحی یا غیر‐جراحی دیگر عمل میکند یا خیر. ما تمام مطالعات مربوطه را جستوجو کرده و دو کارآزمایی بالینی را شناسایی کردیم.
پیامهای کلیدی
شواهدی با کیفیت بالا در مورد اثرات جراحی بر انحراف چشم عمودی در افراد مبتلا به فلج عضله مایل فوقانی وجود ندارد. در نتیجه، قادر به تعیین بهترین جراحی برای این اختلال نبودیم. انجام مطالعاتی با طراحی دقیق برای تأیید توصیههای درمانی برای این مشکل شایع مورد نیاز هستند.
در این مرور چه موضوعی بررسی شد؟
ما انواع مختلف جراحی را برای کاهش انحراف چشم عمودی در کودکان و بزرگسالان مبتلا به فلج عضله مایل فوقانی مقایسه کردیم. فلج عضله مایل فوقانی زمانی رخ میدهد که در یکی از عضلات (مایل فوقانی) درگیر در حرکات چشم ضعف وجود داشته و باعث ایجاد الگوی مشخصی از انحراف چشم یا عدم‐همترازی چشمها شود، که معمولا بر اساس موقعیت سر متغیر است. فلج عضله مایل فوقانی شایعترین علت انحراف چشم عمودی است و میتواند منجر به دوبینی یا موقعیت غیر‐طبیعی سر به منظور حفظ تکبینی شود.
نتایج اصلی
هر دو کارآزمایی وارد شده دو پروسیجر مختلف جراحی را برای تضعیف عضله مایل تحتانی، و در نتیجه متعادل کردن ضعف عضله مایل فوقانی مقایسه کردند. در مجموع، چهار نوع جراحی مختلف برای ضعیف کردن عضله مایل تحتانی مورد بررسی قرار گرفت: میکتومی (myectomy) (برداشتن بخشی از عضله)، ریسشن (recession) (حرکت عضله به موقعیتی که در آن نیروی کمتری اعمال شود)، انتقال قدامی (حرکت عضله به موقعیتی که در آن جهت نیرو تغییر میکند) و برداشتن (جدا کردن عضله از صلبیه (sclera).
هیچکدام از این کارآزماییها پیامد اصلی مورد نظر ما را بررسی نکردند، به این معنی که به نظر میرسد بخشی از شرکتکنندگان پس از جراحی، همترازی مجدد موفقی داشتند. علاوه بر این، کیفیت دادهها را در هر دو مطالعه در سطح پائین قضاوت کردیم.
این مرور تا چه زمانی بهروز است؟
ما کارآزماییهایی را با دادههای مرتبط با پیامد جستوجو کردیم که تا 13 دسامبر 2016 منتشر شدند. کارآزماییهای انتخاب شده بین سالهای 2001 و 2003 منتشر شده بودند.