پورتهای دسترسی وریدی قابل کاشت بهطور کامل (totally implantable venous access ports; TIVAPs) دسترسی ایمن و دائمی وریدی برای بیماران ایجاد میکند، به عنوان مثال در تجویز شیمیدرمانی برای بیماران سرطانی. روشهای متعددی برای قرار دادن TIVAP وجود دارد و روش بهینه مبتنی بر شواهد نامشخص است.
مقایسه اثربخشی و ایمنی سه تکنیک که برای جایگذاری TIVAPها به طور معمول استفاده میشود: تکنیک برش وریدی (cutdown)، روش Seldinger و تکنیک Seldinger اصلاح شده. این مرور شامل مطالعاتی است که از داپلر یا سونوگرافی دو بعدی در زمان واقعی (real‐time) برای تعیین محل ورید در روش Seldinger.
هماهنگ کننده جستوجوی کارآزماییهای عروق کاکرین، پایگاه ثبت تخصصی عروق کاکرین (آخرین جستوجو در آگوست 2015) و پایگاه ثبت مرکزی کارآزماییهای کنترل شده کاکرین (CENTRAL) (شماره 7، 2015)، همچنین پایگاههای ثبت کارآزماییهای بالینی را جستوجو کرد.
کارآزماییهای تصادفیسازی یا شبه‐تصادفیسازی و کنترل شده را وارد کردیم که بهطور تصادفی افرادی را که نیاز به TIVAP داشتند، به روشهای برش وریدی، Seldinger یا Seldinger تغییر یافته اختصاص دادند. دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم مطالعات را برای واجد شرایط بودن ورود ارزیابی کرده و نویسنده سوم مرور مطالعات حذف شده را چک کرد.
دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم دادهها را استخراج کردند. همه مطالعات را برای خطر سوگیری (bias) بررسی کردیم. ما ناهمگونی را با استفاده از روشهای آماری Chi2 و واریانس (آماره I2) ارزیابی کردیم. پیامدهای دو‐حالتی که به ترتیب به صورت نسبت شانس (OR) با 95% فاصله اطمینان (CI) خلاصه شدند، عبارت بودند از: موفقیت اولیه جایگذاری، عوارض (به ویژه عفونت)، پنوموتوراکس و عوارض کاتتر. تجزیهوتحلیلهای جداگانه برای ارزیابی دو دسترسی وریدی انجام دادیم، وریدهای سابکلاوین و جوگولار داخلی (internal jugular; IJ)، در روش Seldinger در برابر روش برش وریدی. از هر دو روش قصد درمان (intention‐to‐treat) و تجزیهوتحلیلهای روی درمان (on‐treatment analyses) و دادههای تجمعی با استفاده از یک مدل اثر‐ثابت استفاده کردیم.
ما نه مطالعه را با مجموع 1253 شرکتکننده وارد این مرور کردیم. پنج مطالعه روش Seldinger (دسترسی ورید سابکلاوین) را با روش برش وریدی (دسترسی ورید سفالیک) مقایسه کرد. دو مطالعه Seldinger (ورید IJ) را در برابر برش وریدی (ورید سفالیک) مقایسه کردند. یک مطالعه روش Seldinger تغییر یافته (ورید سفالیک) را با روش برش وریدی (ورید سفالیک) و یک مطالعه روش Seldinger (ورید سابکلاوین) را در برابر Seldinger (ورید IJ) مقایسه کرد.
روش Seldinger (دسترسی ورید سابکلاوین یا IJ) در برابر روش برش وریدی (ورید سفالیک): ما هفت کارآزمایی را با 1006 شرکتکننده برای تجزیهوتحلیل وارد کردیم. هر دو تجزیهوتحلیل ITT (OR: 0.40؛ 95% CI؛ 0.25 تا 0.65) و تجزیهوتحلیل روی درمان (OR: 0.59؛ 95% CI؛ 0.36 تا 0.98) نشان دادند که روش Seldinger برای جایگذاری TIVAP نرخ موفقیت بیشتری در مقایسه با روش برش وریدی دارد. هیچ تفاوتی را بین نرخ عوارض پیش و پس از جراحی پیدا نکردیم: ITT (OR: 1.16؛ 95% CI؛ 0.76 تا 1.75) و تجزیهوتحلیل روی درمان (OR: 0.93؛ 95% CI؛ 0.62 تا 1.40). در گروه Seldinger، اکثریت کارآزماییها از ورید سابکلاوین برای دسترسی وریدی استفاده کردند و تعداد محدودی از آنها از ورید IJ برای دسترسی بهره گرفته بودند. زمانی که نرخ عوارض فردی عفونت، پنوموتوراکس و عوارض کاتتر تجزیهوتحلیل شد، روش Seldinger (دسترسی ورید سابکلاوین) با نرخ بالاتر عوارض کاتتر در مقایسه با روش برش وریدی همراه بود: ITT (OR: 6.77؛ 95% CI؛ 2.31 تا 19.79) و تجزیهوتحلیلهای روی درمان (OR: 6.62؛ 95% CI؛ 2.24 تا 19.58). تفاوتی در بروز عفونت، پنوموتوراکس و دیگر عوارض بین دو گروه دیده نشد.
روش Seldinger تغییر یافته (ورید سفالیک) در برابر برش وریدی (ورید سفالیک): یک کارآزمایی را با 164 شرکتکننده پیدا کردیم. تجزیهوتحلیل ITT هیچ تفاوتی را در نرخ موفقیتهای جایگذاری اولیه بین روش Seldinger تغییر یافته (69/82، 84%) و روش برش وریدی (66/82، 80%)، P = 0.686 نشان نداد. هیچ تفاوتی را در نرخ عوارض پیش یا پس از جراحی پیدا نکردیم.
Seldinger (دسترسی ورید سابکلاوین) در برابر Seldinger (دسترسی ورید IJ): یک کارآزمایی با 83 شرکتکننده پیدا کردیم. نرخ موفقیت اولیه 84% (37/44) برای Seldinger (ورید سابکلاوین) در برابر 74% (29/39) برای روش Seldinger (ورید IJ). نرخ عوارض کلی در گروه سابکلاوین (48%) بالاتر از گروه جوگولار بود (23%)، P = 0.02. با این حال، زمانی که عوارض خاص به صورت فردی مقایسه شدند، هیچ تفاوتی را بین گروهها نیافتیم.
کیفیت کلی شواهد کارآزماییهای وارد شده به این مرور متوسط بودند. روشهای مورد استفاده برای تصادفیسازی کردن در چهار مورد از نه مطالعه وارد شده، کافی نبودند اما تجزیهوتحلیل حساسیت که این کارآزماییها را حذف کرد، پیامد را تغییر نداد. ماهیت مداخلات، یا برش وریدی یا Seldinger، بدان معناست که نمیتوان شرکتکننده یا پرسنل را کورسازی کرد، بنابراین ما قضاوت کردیم که کارآزماییها در معرض خطر پائین سوگیری قرار داشتند. اکثر شرکتکنندگان در کارآزماییهای وارد شده بیماران انکولوژی در مراکز سطح سوم بودند که پیامدها برای سناریوی بالینی معمول مورد استفاده قرار گرفت. برای همه پیامدها، زمانی که روش برش وریدی با Seldinger مقایسه شد، عدم دقت جدی با فواصل اطمینان گسترده در کارآزماییهای وارد شده دیده شد. به این دلیل، کیفیت کلی شواهد از بالا به متوسط کاهش یافت. به دلیل تعداد محدود مطالعات وارد شده، نتوانستیم سوگیری انتشار را بررسی کنیم.
شواهد با کیفیت متوسط نشان داد که روش Seldinger دارای نرخ موفقیت اولیه در جایگذاری در مقایسه با روش برش وریدی است. اکثر کارآزماییها با استفاده از تکنیک Seldinger از ورید سابکلاوین به ورید دسترسی پیدا کردند و فقط چند کارآزمایی محدود استفاده از ورید ژوگولار داخلی را برای دسترسی ورید گزارش دادند. شواهد با کیفیت متوسط نشان داد که نرخ کلی عوارض بین روشهای Seldinger و روش برش وریدی تفاوت معنیداری ندارند. با این حال، زمانی که روش Seldinger با دسترسی ورید سابکلاوین با گروه برش وریدی مقایسه شد، بروز بالاتری از عوارض کاتتر مشاهده شد. نرخ پنوموتوراکس و عفونت میان دو گروه Seldinger و برش وریدی تفاوتی نداشت. ما فقط یک کارآزمایی را شناسایی کردیم که به مقایسه Seldinger تغییر یافته (ورید سفالیک) در برابر برش وریدی (ورید سفالیک) و Seldinger (دسترسی از ورید سابکلاوین) در برابر Seldinger (دسترسی ورید IJ) پرداخته بود، بنابراین، برای این مقایسهها نتیجهگیری قطعی نمیتواند انجام شود و انجام پژوهش بیشتر مورد نیاز است.