سوال مطالعه مروری
این مرور به بررسی این میپردازد که داروهای ضد‐افسردگی (antidepressants) شدت افسردگی یا وابستگی به الکل (alcohol dependence) (یا هر دو) را در افرادی که به طور همزمان به افسردگی و وابستگی به الکل دچار هستند (co‐occurring depression and alcohol dependence)، کاهش میدهد یا خیر.
پیشینه
وقوع همزمان افسردگی اساسی در افراد وابسته به الکلی که به تازگی تحت درمان قرار گرفتهاند، شایع بوده، شدت این وضعیت را افزایش و اثربخشی درمان را کاهش میدهد. درمان این افراد با داروها چالشانگیز است. در این مرور، ما نتایج به دست آمده را از افرادی که به طور همزمان مبتلا به افسردگی و وابستگی به الکل بوده و با استفاده از داروهای ضد‐افسردگی تحت درمان قرار گرفته بودند با افرادی که با دارونما (درمان ساختگی/درمان القایی (pretend treatment)) درمان شده بودند، مقایسه کردیم.
تاریخ جستوجو
شواهد تا جولای 2017 بهروز است.
ویژگیهای مطالعه
33 کارآزمایی دارویی را شامل 2242 شرکتکننده شناسایی کردیم: %68 از آنها مرد و میانگین سنی 42 سال بود.
بیشتر مطالعات به مقایسه داروهای ضد‐افسردگی با دارونما (22 مطالعه)، پرداخته بودند اما برخی از آنها یک داروی ضد‐افسردگی را با یک داروی ضد‐افسردگی دیگر (پنج مطالعه)، برخی با نوعی داروی دیگر (چهار مطالعه)، یا رواندرمانی (psychotherapy) (گفتاردرمانی (a talking treatment)؛ دو مطالعه) مقایسه کرده بودند. میانگین طول دوره کارآماییها 10 هفته (3 تا 26 هفته) بود. در مجموع 18 مطالعه در ایالات متحده آمریکا، و مابقی در اروپا، ترکیه و استرالیا به اجرا درآمده بودند. داروی ضد‐افسردگی مورد استفاده در بیشتر کارآزماییها سرترالین (sertraline) بود؛ دارویهای دیگر عبارت بودند از: آمی تریپتیلین (amitriptyline)، سیتالوپرام (citalopram)، دسیپرامین (desipramine)، دوکسپین (doxepin)، اسیتالوپرام (escitalopram)، فلوکستین (fluoxetine)، فلووکسامین (fluoxetine)، ایمیپرامین (imipramine)، میانسرین (mianserin)، میرتازپین (mirtazepine)، نفازودون (nefazodone)، پاروکستین (paroxetine)، تیانپتین (tianeptine)، ونلافاکسین (venlafaxine) و ویلوکسازین (viloxazine). مطالعات از 49 مقیاس امتیازدهی مختلف استفاده کرده و به لحاظ طرح، کیفیت، ویژگیهای شرکتکنندگان، داروهای تست شده، خدمات ارائه شده، و روشهای درمانی مورد استفاده دارای تنوع بودند.
در کل 19 مطالعه منبع تامین مالی (بودجههای عمومی: شش مطالعه؛ صنعت دارویی: دو مطالعه؛ بودجههای عمومی و صنایع دارویی هر دو: 10 مطالعه) را گزارش کرده بودند.
فقط چهار کارآزمایی اطلاعیهای از نویسندگان را گزارش دادند که نشان دادن تضاد منافع را امکانپذیر میسازد.
نتایج کلیدی
در 22 مطالعه که به مقایسه داروهای ضد‐افسردگی با دارونما پرداخته بودند، داروهای ضد‐افسردگی ممکن است شدت افسردگی را کاهش داده باشند، اما ما مطمئن نیستیم که این داروها تعداد افراد منتفع شده را از تاثیرات بالینی سودمند ناشی از کاهش شدت افسردگی افزایش داده یا خیر (پاسخ به درمان، یعنی افرادی که شدت افسردگی در آنها به نصف کاهش پیدا کرده بود). با وجود این، ما هیچ تفاوتی را بین داروهای ضد‐افسردگی و دارونما در سایر پیامدهای مرتبط با شدت افسردگی، از جمله تعداد افراد بدون افسردگی در پایان کارآزمایی (بهبودی (remission)) به دست نیاوردیم.
بهعلاوه، دریافتیم که استفاده از داروهای ضد‐افسردگی احتمالا مصرف الکل ارزیابی شده را بر اساس تعداد شرکتکنندگان مصرف نکرده (abstinent) در طول دوره درمان کاهش (این تعداد میان شرکتکنندگانی که داروهای ضد‐افسردگی دریافت کرده بودند، در مقایسه با افراد دریافت کننده دارونما بیشتر بود) و تعداد نوشیدنیهای (drinks) مصرف شده را به ازای هر یک از روزهای نوشیدن (drinking days) (این تعداد میان شرکتکنندگانی که داروهای ضد‐افسردگی دریافت کرده بودند، در مقایسه با افراد دریافت کننده دارونما کمتر بود) کاهش داده بود. با وجود این، به طور مشابه با آنچه که در مورد شدت افسردگی دریافتیم، مشاهده کردیم که استفاده از داروهای ضد‐افسردگی روی سایر پیامدهای مرتبط با وابستگی به الکل، از جمله نرخ روزهای بدون مصرف الکل (abstinent days)، تعداد افراد با مصرف الکل بالا (heavy dinkers)، و زمان پیش از بازگشت دوباره به مصرف تاثیری نداشت.
از نظر موضوع ایمنی، میزان افراد انصراف دهنده از درمان به دلیل بروز عوارض جانبی (اثر نامطلوب از جمله خشکی دهان) ممکن است بین داروهای ضد‐افسردگی و دارونما تفاوتی نداشته باشد.
مطالعات کمی به مقایسه یک داروی ضد‐افسردگی با داروی ضد‐افسردگی دیگری یا با سایر مداخلات پرداخته بودند و این مطالعات دارای تعداد شرکتکنندگان کمی بودند و مقایسه مشابهی در بیش از یک مطالعه به اجرا درنیامده بود و از اینرو دارای اطلاعات مفید و آموزنده نبودند.
کیفیت شواهد
کیفیت مطالعات وارد شده به مرور برای شدت افسردگی، اجتناب از مصرف الکل، نرخ افراد انصراف دهنده از درمان به دلایل پزشکی و افراد انصراف دهنده از ادامه همکاری در مطالعه (dropouts) پائین یا متوسط بود. در تجزیهوتحلیلهای زیر‐گروه، در مورد انواع واحدی از داروها و مقایسههای به عمل آمده با سایر داروها، یافتههای مرور به واسطه کم بودن تعداد مطالعات در دسترس، محدود شده بودند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
شواهد با کیفیت پائینی به نفع استفاده از داروهای ضد‐افسردگی در درمان افراد مبتلا به افسردگی و وابستگی به الکل به طور همزمان وجود دارد. داروهای ضد‐افسردگی دارای تاثیرات مثبتی روی پیامدهای مرتبط خاصی هستند که مربوط به افسردگی و استفاده از الکل است اما تاثیر این داروها روی سایر پیامدهای مرتبط به همان نسبت مثبت نیست. با وجود این، به نظر میرسد، خطر بروز عوارض جانبی به ویژه برای طبقات جدیدتر از داروهای ضد‐افسردگی، حداقل باشد.