سوال مطالعه مروری
شواهد مربوط به استفاده از برونکودیلاتورهای استنشاقی طولانی‐اثر (درمانی که راههای هوایی را باز میکند، اغلب به نام «تسکین دهنده» نامیده می شود) را در افراد مبتلا به فیبروز سیستیک مورد بررسی قرار دادیم.
پیشینه
فیبروز سیستیک بر بسیاری از سیستمهای بدن، به ویژه عملکرد ریهها، تاثیر میگذارد. این بیماری در ریهها یک لایه مخاطی ضخیم و چسبنده ایجاد میکند که باعث میشود تنفس دشوارتر شده و افراد مبتلا به فیبروز سیستیک بیشتر در معرض ابتلا به عفونت ریوی قرارگیرند. به منظور گشاد کردن راههای هوایی و بهبود نشانهها در اکثر افراد مبتلا به فیبروز سیستیک برونکودیلاتورهای کوتاه‐اثر و طولانی‐اثر تجویز میشود. این مرور تا حدی جایگزین مرور قبلی در مورد هر دو نوع برونکودیلاتورهای استنشاقی کوتاه‐اثر و طولانی‐اثر است. با این حال، به دلیل فقدان پژوهش در این زمینه، انجام بهروزرسانیهای بیشتر را برای این مرور از برونکودیلاتورهای استنشاقی طولانی‐اثر پیشبینی نمیکنیم.
تاریخ جستوجو
شواهد تا این تاریخ بهروز است: 10 اکتبر 2017.
ویژگیهای کارآزمایی
در این مرور چهار کارآزمایی را با مجموع 1082 بیمار که سن آنها بین پنج ماه تا 70 سال بود، بررسی کردیم. کارآزماییهایی که در این مرور وارد شدند، به بررسی تاثیر دو نوع مختلف از برونکودیلاتورهای استنشاقی طولانی‐اثر (آگونیستهای بتا‐2 مانند سالمترول (salmeterol)، و آنتاگونیستهای موسکارینی مانند تیتروپیوم (tiotropium)) پرداختند. طول مدت کارآزماییها بین 28 روز و 12 هفته بود.
نتایج اصلی
کارآزمایی کوچکی که به مقایسه آگونیستهای بتا‐2 با دارونما (placebo) (داروی بدون اثر) پرداخت، تا حدی بهبودی را در عملکرد ریه (حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV1)) پس از درمان گزارش کرد، اما اطلاعاتی را ارائه نداد که بتوان آنها را تجزیهوتحلیل کرد. آنها هیچگونه عوارض جانبی را گزارش نکردند.
فقط یکی از سه کارآزمایی که تیوتروپیوم را با دارونما مقایسه کرد، FEV1 را گزارش کرد (اندازهگیری شده در واحد لیتر) و تفاوت اندکی را بین گروه درمان و دارونما یافت. دو مورد از این کارآزماییها در مورد کیفیت زندگی گزارش ارائه دادند، اما شواهد کافی برای توضیح اینکه این پیامد بهبود یافت یا خیر، وجود نداشت. هر سه کارآزمایی به عوارض جانبی اشاره کردند، بعضی از آنها پس از درمان با تیوتروپیوم مشاهده شد، اما این نشانهها در گروهی که دارونما دریافت کردند نیز دیده شد. اگر کارآزماییهای آینده عوارض جانبی و کیفیت زندگی را به شیوهای معقولتر اندازهگیری کنند، دانش ما را در این زمینه بهبود خواهند بخشید.
کیفیت شواهد
فقط 16 بیمار در کارآزمایی مربوط به آگونیست بتا‐2 شرکت داشتند که فقط 28 روز طول کشید، در نتیجه باعث میشود نتایج آن کمتر قابلاعتماد باشد. کارآزمایی مربوط به آنتاگونیستهای موسکارینی شامل 1066 بیمار بود و به نظر میرسد این کارآزمایی به خوبی اجرا شده است. ما فکر نمیکنیم که هیچ یک از عوامل طراحی بر نتایج تاثیر منفی بگذارد.
طول هیچ کدام از این کارآزماییها بیش از 12 هفته نبود که همین امر، اظهارنظر را در مورد تاثیرات آن در درازمدت با مشکل مواجه میکند.