سوال مطالعه مروری
ما میخواستیم بدانیم کدام نوع از ابزار تنفس مصنوعی استفاده شده در بزرگسالان طی بیحسی، موثرتر و ایمنتر از دیگری است.
پیشینه
بیماران بیحس شده برای پروسیجرهای جراحی، اغلب نیاز به قرار گرفتن تحت دستگاههای تنفس مصنوعی (ونتیلاتورها) برای کمک به تنفس خود دارند. این عمل شامل قرار دادن یک ابزار در دهان بیمار است که وارد نای (trachea) شده یا در بالای تارهای صوتی (سوپراگلوتیک (supraglottic)) قرار میگیرد. اثربخشی دو ابزار سوپراگلوتیک (ماسک لارنژیال کلاسیک (Classic laryngeal mask airway; cLMA) و ماسک لارنژیال ProSeal؛ (ProSeal laryngeal mask airway; pLMA) جدیدتر) را که برای تسهیل تنفس مصنوعی استفاده میشوند، مقایسه کردیم. مزایای متصور برای pLMA شامل قرارگیری بهتر درون دهان، خطر کمتر نشت در طول ونتیلاسیون و احتمال کمتر ورود محتویات شکم درون نای است.
تاریخ جستوجو
مطالعات منتشر شده را بین 1997 و اپریل 2017 جستوجو کردیم؛ زیرا pLMA در سال 2000 در حوزه کار بالینی مطرح شد.
ویژگیهای مطالعه
هشت مطالعه تصادفیسازی شده را وارد کردیم که شامل مجموع 829 شرکتکننده 18 ساله و بالاتر بودند. همه شرکتکنندگان تحت جراحیهای الکتیو قرار گرفته و احتیاج به بیحسی عمومی داشتند. محققان بهطور مستقیم cLMA را در برابر pLMA به منظور ارائه تنفس مصنوعی طی جراحی مقایسه کردند.
ما شش مطالعه متقاطع را شناسایی کرده بودیم که در انتظار طبقهبندی بودند؛ یک مطالعه کامل شده اما منتشر نشده بود و پنج مطالعه دیگر، دادههای مربوط به دوره درمانی اولیه را گردآوری کرده بودند که هنوز در دسترس نبودند.
منابع تامین مالی مطالعه
در پنج مطالعه، هیچ منبع تامین مالی گزارش نشده بود. از سه مطالعه باقیمانده، یک مورد ذکر کرده که شرکت ماسک لارنژیال، بعضی دادهها را حمایت مالی کرده بود؛ اما در طراحی مطالعه، تجزیهوتحلیل دادهها و آمادهسازی مقاله دخالت داده نشده بود. بنیاد جوزف دراون (Joseph Drown) در لسآنجلس کالیفرنیا در ایالات متحده آمریکا، مطالعه دیگری را تا اندازهای حمایت کرده بود. یکی از نویسندگان مطالعه نهایی، بودجه پژوهشی را از Intavent Ltd، سازنده هر دو نوع ماسک لارنژیال دریافت کرده بود؛ اما Intavent Ltd، این مطالعه را حمایت مالی نکرده بود.
نتایج کلیدی
ما مطمئن نبودیم که این ابزار، تفاوتهای مهمی از نظر ارائه اکسیژنرسانی و ونتیلاسیون مناسب دارند یا خیر؛ زیرا دادههای کافی برای امکانپذیر ساختن انجام هرگونه نتیجهگیری قاطع وجود نداشت. شاید ماسک لارنژیال ProSeal، درزگیری بهتری را فراهم کند؛ چراکه در فشار بالاتری نشت پیدا میکند، اما ممکن است وارد کردن ماسک لارنژیال کلاسیک، سریعتر باشد. با این حال، این یافتهها از لحاظ بالینی مهم نبودند.
کیفیت شواهد
همه مطالعات وارد شده را دارای شواهدی با کیفیت پائین ارزیابی کردیم؛ زیرا متخصصان بیحسی میدانستند کدام ابزار در کدام شرکتکنندگان استفاده شده (گرچه این موضوع تقریبا اجتنابناپذیر بود)، دلیل دیگر این بود که محققانی که دادهها را جمعآوری کرده بودند، از این مداخله آگاه بودهاند یا خیر. این حقیقت، احتمال سوگیری (bias) را ایجاد کرده بود.