ما 48 کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را با 8743 شرکتکننده وارد کردیم. از این تعداد، 30 مطالعه اشتغال تحت حمایت، 13 مورد اشتغال تحت حمایت تقویت شده، 17 مورد آموزش پیش‐حرفهای، و 6 مورد اشتغال انتقالی را بررسی کردند. مراقبتهای روانپزشکی تنها، وضعیت کنترل در 13 مطالعه در نظر گرفته شد.
متاآنالیز مقایسه مستقیم از دستیابی به اشتغال رقابتی
ما توانستیم 18 کارآزمایی را با پیگیری کوتاه‐مدت در یک متاآنالیز مستقیم (N = 2291) از مقایسههای زیر قرار دهیم. اشتغال تحت حمایت موثرتر از آموزش پیش‐حرفهای (RR: 2.52؛ 95% CI؛ 1.21 تا 5.24) و اشتغال انتقالی (3.49 :RR؛ 95% CI؛ 1.77 تا 6.89) و آموزش پیش‐حرفهای موثرتر از مراقبتهای روانپزشکی (8.96:RR؛ 95% CI؛ 1.77 تا 45.51) در به دست آوردن اشتغال رقابتی بود.
برای متاآنالیز مستقیم پیگیری طولانی‐مدت، توانستیم 22 کارآزمایی (N = 5233) را وارد کنیم. اشتغال تحت حمایت تقویت شده (RR: 4.32؛ 95% CI؛ 1.49 تا 12.48)، اشتغال تحت حمایت (1.51 :RR؛ 95% CI؛ 1.36 تا 1.68) و آموزش پیش‐حرفهای (RR: 2.19؛ 95% CI؛ 1.07 تا 4.46) موثرتر از مراقبتهای روانپزشکی تنها بودند. اشتغال تحت حمایت تقویت شده موثرتر از اشتغال تحت حمایت (1.94 :RR؛ 95% CI؛ 1.03 تا 3.65)، اشتغال انتقالی (2.45 RR:؛ 95% CI؛ 1.69 تا 3.55) و آموزش پیش‐حرفهای (5.42:RR؛ 95% CI؛ 1.08 تا 27.11) بود. اشتغال تحت حمایت تاثیر بیشتری را از اشتغال انتقالی (RR: 3.28؛ 95% CI؛ 2.13 تا 5.04) و آموزش پیش‐حرفهای (RR: 2.31؛ 95% CI؛ 1.85 تا 2.89) نشان داد.
متاآنالیز شبکهای از به دست آوردن اشتغال رقابتی
ما توانستیم 22 کارآزمایی را با پیگیری طولانی‐مدت در یک متاآنالیز شبکهای وارد کنیم.
اشتغال تحت حمایت تقویت شده موثرترین مداخله در مقابل مراقبتهای روانپزشکی تنها (RR: 3.81؛ 95% CI؛ 1.99 تا 7.31؛ SUCRA: 98.5، شواهد با کیفیت متوسط)، و به دنبال آن اشتغال تحت حمایت (RR: 2.72؛ 95% CI؛ 1.55 تا 4.76؛ SUCRA: 76.5، شواهد با کیفیت پائین) در به دست آوردن اشتغال رقابتی بود.
آموزشهای پیش‐حرفهای (RR: 1.26؛ 95% CI؛ 0.73 تا 2.19؛ SUCRA: 40.3، شواهد با کیفیت بسیار پائین) و اشتغال انتقالی (RR: 1.00؛ 95% CI؛ 0.51 تا 1.96؛ SUCRA: 17.2، شواهد با کیفیت پائین) تفاوت قابل توجهی با مراقبتهای روانپزشکی در دستیابی به اشتغال رقابتی نداشتند، اما آموزشهای پیش‐حرفهای از نظر ارزش و رتبه SUCRA برجسته بودند.
اشتغال تحت حمایت تقویت شده اندکی بهتر از اشتغال تحت حمایت بود، اما قابل توجه نبود (1.40:RR؛ 95% CI؛ 0.92 تا 2.14). ارزش و میانگین رتبه SUCRA برای اشتغال تحت حمایت تقویت شده بیشتر گزارش شد.
نتایج متاآنالیز شبکهای از زیر‐گروههای مداخله، به نفع مداخلات اشتغال تحت حمایت تقویت شده، و آموزشهای شناختی بودند. با این حال، اشتغال تحت حمایت که با آموزش مهارتهای مرتبط با نشانه همراه شد، بهترین نتایج را نشان دادند (RR در مقایسه با مراقبتهای روانپزشکی تنها: 3.61؛ 95% CI؛ 1.03 تا 12.63، SUCRA: 80.3).
کیفیت شواهد رتبهبندی شبکهای را به دلیل وجود خطر احتمالی سوگیری در مطالعات وارد شده، ناسازگاری و سوگیری انتشار، در سطح بسیار پائین ارزیابی کردیم.
متاآنالیز مستقیم از حفظ اشتغال رقابتی
بر اساس متاآنالیز مستقیم از پیگیری کوتاه‐مدت حفظ اشتغال، اشتغال تحت حمایت موثرتر از موارد زیر بود: فقط مراقبتهای روانپزشکی، اشتغال انتقالی، آموزشهای پیش‐حرفهای، و اشتغال تحت حمایت تقویت شده.
در متاآنالیز مستقیم از پیگیری بلند‐مدت، اشتغال تحت حمایت تقویت شده موثرتر از آموزش پیش‐حرفهای (MD؛ 22.79 هفته؛ 95% CI؛ 15.96 تا 29.62) و اشتغال تحت حمایت (MD: 10.09؛ 95% CI؛ 0.32 تا 19.85) در حفظ اشتغال رقابتی نشان داده شد. شرکتکنندگانی که از اشتغال تحت حمایت استفاده کردند نسبت به افرادی که شغل انتقالی (MD: 17.36؛ 95% CI؛ 11.53 تا 23.18) یا آموزش پیش‐حرفهای (MD: 11.56؛ 95% CI؛ 5.99 تا 17.13) دریافت کردند، هفتههای بیشتری را کار کردند.
تفاوتی را بین مداخلات از نظر خطر خروج از مطالعه یا بستری شدن در بیمارستان پیدا نکردیم.