موضوع چیست؟
مقدار نیاز به انسولین در زنان باردار مبتلا به دیابت نوع 1 یا 2 در طول بارداری تغییر میکند. انسولین در اشکال گوناگونی موجود است که تعداد و زمان دریافت انسولین را تحت تاثیر قرار میدهند. این اشکال در زمانی که انسولین پیش از اثر کردن نیاز دارد، میزانی که این تاثیر میتواند باقی بماند و اینکه از حیوانات یا انسانها ساخته شده که ممکن است از نظر فردی یا فرهنگی اهمیت داشته باشد، وجود دارد. این مرور، ایمنترین و موثرترین انواع و روشهای دریافت انسولین را طی بارداری بررسی کرد.
چرا این موضوع مهم است؟
زنان مبتلا به دیابت نوع 1 یا 2، در معرض افزایش خطر عوارض طی بارداری و زایمان قرار دارند. احتمال بیشتری وجود دارد که آنها از دست دادن بارداری (مردهزایی، سقط جنین)، افزایش فشار خون و پره‐اکلامپسی (pre‐eclampsia) (افزایش فشار خون مرتبط با ورم و پروتئین در ادرار) را تجربه کرده و کودکان درشتی داشته باشند (زمانی که کودک در موقع تولد 4 کیلوگرم یا بیشتر داشته باشد، ماکروزومی (macrosomia) خوانده میشود) که منجر به آسیب به مادر یا کودک میشود. احتمال انجام زایمان سزارین بالا میرود. ممکن است مادران و کودکان دچار عوارضی مربوط به مدیریت میزان گلوکز خون شوند. این کودکان با احتمال بیشتری دچار اضافه وزن و ابتلا به دیابت نوع 2 میشوند. ما میخواستیم بهترین نوع و رژیم انسولین را برای استفاده در طول بارداری بیابیم.
ما چه شواهدی به دست آوردیم؟
پنج کارآزمایی تصادفیسازی شده (N = 554 زن و 554 کودک) را در اکتبر 2016 یافتیم. هر کارآزمایی، انواع انسولین و روشهای دریافت انسولین متفاوتی را بررسی کرده بود. پیامدهای مختلفی در هر کارآزمایی بررسی شده بود. یک کارآزمایی، هیچ یک از پیامدهای اصلی این مرور را انتخاب نکرده بود. هر پنج کارآزمایی، کوچک و دارای خطر سوگیری (bias) بالا یا نامشخص به علت محدودیتها در نحوه اجرای کارآزماییها بودند. کیفیت شواهد، بسیار پائین بود.
هنگامی که انسولین سریعالاثر انسانی (لیسپرو (Lispro)) با انسولین رگولار (regular) مقایسه شد (N = 33)، محققان هیچ تفاوت روشنی را بین این گروهها از لحاظ پره‐اکلامپسی، ناهنجاریها در کودک یا نیاز به زایمان سزارین نیافتند. ماکروزومی، مرگومیر پریناتال، ترومای زایمان شامل دیستوشی شانه، فلج اعصاب و شکستگی، و معیار ترکیبی از موربیدیتی نوزادی گزارش نشده بود.
یک کارآزمایی (N = 43) که انسولین انسانی را با انسولین حیوانی مقایسه کرده بود، هیچ تفاوت مشخصی در تعداد کودکان مبتلا به ماکروزومی نشان نداد. مرگومیر پریناتال، پره‐اکلامپسی، زایمان سزارین، ناهنجاری جنینی، ترومای زایمان شامل دیستوشی شانه، فلج اعصاب و شکستگی، و معیار ترکیبی از موربیدیتی نوزادی گزارش نشده بود.
یک کارآزمایی (N = 93)، تفاوت آشکاری بین گروههای انسولین pre‐mixed و انسولین self‐mixed در تعداد کودکان مبتلا به ماکروزومی و تعداد زنانی که متحمل زایمان سزارین شده بودند، نیافته بود. همچنین این کارآزمایی، انسولین تزریق شده با قلم و سوزن (سرنگ) را مقایسه کرده بود. احتمال انجام زایمان سزارین در زنان در گروه انسولین قلمی کمتر بود، اگرچه تعداد کودکان دچار ماکروزومی تفاوت واضحی نداشت. مرگومیر پریناتال، پره‐اکلامپسی، ناهنجاری جنینی، ترومای زایمان شامل دیستوشی شانه، فلج اعصاب و شکستگی، و معیار ترکیبی از موربیدیتی نوزادی گزارش نشده بودند.
یک کارآزمایی (N = 223) که انسولین آسپارت را با انسولین انسانی مقایسه کرده بود، شامل هیچ یک از پیامدهای اولیه این مرور نبود (ماکروزومی، مرگومیر پریناتال، پره‐اکلامپسی، زایمان سزارین، ناهنجاری جنینی، ترومای زایمان شامل دیستوشی شانه، فلج اعصاب و شکستگی، یا معیار ترکیبی از موربیدیتی نوزادی).
یک کارآزمایی (N = 162) که انسولین طولانی‐اثر دتمیر (Detemir) را با انسولین متوسط‐الاثر پروتامین هاگدورن خنثی (neutral protamine Hagedorn) مقایسه کرده بود، بیانگر تفاوت روشنی در تعداد ناهنجاریهای جنینی بین گروهها نبود. این کارآزمایی، ماکروزومی، مرگومیر پریناتال، پره‐اکلامپسی، زایمان سزارین، ترومای زایمان شامل دیستوشی شانه، فلج اعصاب و شکستگی، یا معیار پیامد ترکیبی از موربیدیتی نوزادی را اندازهگیری نکرده بود.
این یافتهها چه معنایی دارند؟
این کارآزماییها، شواهد کافی را برای شناسایی تفاوتهای آشکار میان انواع و رژیمهای مختلف انسولین ارائه نکرده بودند. هر مطالعه، نوع گوناگونی از انسولین یا رژیم را بررسی کرده بود، بنابراین ما نتوانستیم نتایج را ترکیب کنیم. این مطالعات کوچک و دارای خطر سوگیری بالا بودند. بنابراین ما نتوانستیم نتیجهگیری کنیم که کدام نوع یا رژیم انسولین برای زنان بارداری که از قبل مبتلا به دیابت هستند، بهترین است. انجام پژوهشهای بیشتر با گروههای بزرگتری از زنان، گزارشدهی بهتر نحوه انجام کارآزماییها و پیامدهای گزارش شده بیشتر لازم است.