پیشینه
لوپوس اریتماتوز دیسکوئید (discoid lupus erythematosus; DLE) نوعی التهاب پوستی است که به ویژه در پوستهایی که در معرض آفتاب قرار دارند، دیده میشود و میتواند منجر به اسکار شود. تمام اشکال لوپوس اریتماتوز دیسکوئید در زنانی که در سنین باروری هستند شایعتر هستند، که این وضعیت مهم است زیرا بعضی از درمانها، شامل تالیدومید (thalidomide) و آسیترتین (acitretin) میتوانند منجر به نقایص مادرزادی شوند، و هیدروکسیکلروکین (hydroxychloroquine) ممکن است منجر به آسیب چشم و گوش شود. با توجه به ماهیت مزمن و زخم، DLE میتواند تاثیر روانی داشته باشد، و اینکه برخی از درمانها ممکن است عوارض جانبی جدی ایجاد کنند، ما احساس کردیم که مبارزه با عدم‐قطعیت و شناسایی بهترین و مطمئنترین درمانها، مهم است. شواهد تا سپتامبر 2016 بهروز است.
سوال مطالعه مروری
هدف ما شناسایی بهترین درمان برای افراد مبتلا به DLE، برای کاهش خطر اسکار و تاثیرات احتمالی روانی بود. ما به دنبال تمام درمانهای دارویی احتمالی، از جمله عوامل موضعی (استروئیدها و پیمکرولیموس (pimecrolimus) یا تاکرولیموس (tacrolimus)) و عوامل خوراکی، مانند هیدروکسیکلروکین، رتینوئید (retinoids)، متوتروکسات (methotrexate)، آزاتیوپرین (azathioprine)، لنالیدومید (lenalidomide))، و عوامل بیولوژیکی بودیم. به طور بالقوه، هر یک از این مداخلات را میتوان با دارونما (placebo) یا هر مداخله دیگری مقایسه کرد. انجام جراحی، لیزر، فوتوپروتکشن، فوتوتراپی، و سایر اشکال درمان فیزیکی را حذف کردیم، زیرا آنها را به عنوان درمانهای دارویی در نظر نگرفتیم. ما امیدوار بودیم که شواهدی برای درمان موثر، بدون عوارض جانبی جدی بیابیم.
ویژگیهای مطالعه
پنج مطالعه را شامل 197 فرد شناسایی کردیم (بین 17 تا 82 ساله). شرکتکنندگان از اروپا، اسکاندیناوی، ایران، و ایالات متحده به کار گرفته شدند. اکثر ضایعات پوستی روی صورت، گوش، و پوست سر رکورد شدند. مدت زمان بیماری بین یک ماه تا 16 سال متغیر بود. درمانها عبارت بودند از کرمهای استروئیدی با قدرتهای مختلف (کرم فلوسینونید (fluocinonide) و بتامتازون (betamethasone)، هر دو استروئیدهای قوی؛ و هیدروکورتیزون، یک استروئید با قدرت پائین)؛ هیدروکسیکلروکین خوراکی، آسیترتین خوراکی، کرم تاکرولیموس، کرم پیمکرولیموس، و کرم سالبوتامول (salbutamol). کارآزماییهای مربوط به تاکرولیموس و سالبوتامول در بازوی کنترل از دارونما استفاده کردند.
نتایج کلیدی
در یک کارآزمایی که شامل 78 شرکتکننده بود، کرم فلوسینونید 0.05% به نظر میرسد از لحاظ پاکسازی کامل DLE تقریبا سه برابر موثرتر از کرم هیدروکورتیزون 1% باشد (27% در برابر 10%). درصد افرادی که کاهش قرمزی را به میزان حداقل 50% در نمرات خود داشتند گزارش نشد، رضایت بیمار نیز گزارش نشده بود. تحریک پوست در سه فرد استفاده کننده از هیدروکورتیزون رخ داد و در یک نفر آکنه ایجاد شد؛ سوختگی در دو فرد مصرف کننده فلوسینونید رخ داد. حوادث جانبی، مصرف کرمها را در هیچ کدام از شرکتکنندگان متوقف نکرد.
هیدروکسیکلروکین 400 میلیگرم و آسیترتین 50 میلیگرم به نظر میرسد که از لحاظ رفع کامل ضایعات یکسان عمل میکنند (به ترتیب 50% در برابر 46%). بهبود علائم قرمزی ممکن است در گروه آسیترتین کمتر باشد (42% در برابر 68%)، اما هیچ دارویی با دارونما مقایسه نشد. رضایتمندی بیمار اندازهگیری نشده بود. حوادث جانبی، که در گروه آسیترتین شایعتر بود، جزئی گزارش شد، اگرچه، چهار نفر به دلیل خشکی لبها و نشانههای گوارشی درمان را متوقف کردند.
کرم پیمکرولیموس 1% (کرم ضد التهاب) با کرم بتامتازون (استروئید) 0.1% در یک مطالعه کوچک 8 هفتهای شامل 10 فرد مقایسه شد، اما هیچ یک از پیامدهای اولیه مرور گزارش نشد؛ همچنین عوارض جانبی وجود نداشت.
یک مطالعه طولانیتر با استفاده از یک نوع کرم مشابه، تاکرولیموس 0.1% در مقایسه با دارونما، پیامدهای اولیه را گزارش نکرد. سوختگی خفیف و خارش در پنج شرکتکننده مصرف کننده تاکرولیموس گزارش شد، و یک عفونت هرپس سیمپلکس (herpes simplex) در یک شرکتکننده عود کرد. افراد کمی پس از استفاده از کرم تاکرولیموس سوختگی یا تحریک را گزارش کردند، اما برای خروج از مطالعه کافی نبود.
کرم آر‐سالبوتامول 0.5% موضعی با کرم دارونما در یک کارآزمایی با 37 نفر مقایسه شد، اما پیامدهای اولیه این مرور گزارش نشده بود. در هر گروه فقط حوادث جانبی جزئی وجود داشت که گزارش شد: 15 عارضه در گروه دارونما و 24 عارضه در گروه سالبوتامول.
کیفیت شواهد
برای پیامد اولیه پاکسازی یا بهبود فوقالعاده، برای فلوسینونید 0.05% در مقایسه با هیدروکورتیزون 1% شواهد با کیفیت پائین داشتیم زیرا تنها مطالعهای که این مقایسه را انجام داده بود، با تعداد زیادی از موارد ترک مطالعه مواجه شده بود؛ در حالی که برای آسیترتین (50 میلیگرم) در مقایسه با هیدروکسیکلروکین (400 میلیگرم)، برای پیامدهای اولیه کاهش اریتم و رفع کامل ضایعات، ما کیفیت شواهد را پائین رتبهبندی کردیم، زیرا این مطالعه شامل تعداد کمی از افراد و تفاوتها بین گروهها از نظر تعداد افرادی بود که به غیر از DLE مبتلا به اشکال دیگر لوپوس هم بودند. به طور کلی، برای حوادث جانبی شواهد با کیفیت متوسط یافت شد.