سوال مطالعه مروری
از خلاصه کردن شواهد حاصل از مرورهای سیستماتیک درباره درمانهای موجود برای پلیرادیکولونوروپاتی از بین برنده میلین مزمن التهابی (chronic inflammatory demyelinating polyradiculoneuropathy; CIDP) چه چیزی یاد میگیریم؟ آیا یک درمان کمتر از درمان دیگر اثربخش و ایمن است یا بیشتر؟
پیشینه
CIDP یک بیماری طولانیمدت است که در آن نشانهها میتوانند به صورت پیشرونده بدتر شوند یا دورههای عود و بهبودی داشته باشند. این افراد معمولا به دلیل التهاب اعصاب دچار ضعف و بیحسی میشوند (اعصابی که درگیر میشوند خارج از مغز و نخاع قرار دارند). CIDP در حدود 2 تا 3 نفر از هر 100,000 نفر رخ میدهد و میتواند ناتوان کننده باشد. بیش از نیمی از این افراد وقتی که نشانهها بسیار شدید میشوند، بدون کمک نمیتوانند راه بروند. درمانهایی که باعث کاهش التهاب میشود معمولا کمک کننده هستند ولی شواهد واضحی به نفع یک درمان وجود ندارد.
روشهای جستوجو
برای یافتن مرورهای سیستماتیک و کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs)، پنج بانک اطلاعاتی را تا اکتبر 2016 جستوجو کردیم. پنج مرور سیستماتیک کاکرین (Cochrane systematic reviews; CSR) بهترین شواهد را ارائه دادند و 23 کارآزمایی تصادفیسازی شده را شناسایی کردیم که از این تعداد 16 مورد قبلا در CSRها وجود داشتند. کیفیت شواهد ارائه شده آنها را بررسی کردیم.
نتایج کلیدی و کیفیت شواهد
شواهد حاصل از کارآزماییهای تصادفیسازی شده به شرح زیر است.
1. از آنجا که کیفیت شواهد بسیار پائین است، این موضوع که پردنیزون (prednisone) (یک کورتیکواستروئید ضد‐التهابی) خوراکی روزانه ضعف و بیحسی را در مقایسه با عدم درمان بهبود میبخشد یا خیر، نامطمئن است. میدانیم که استفاده طولانیمدت از کورتیکواستروئیدها خطر عوارض جانبی جدی را به همراه دارد.
2. استفاده از دوز بالای دگزامتازون (dexamethasone) (یک کورتیکواستروئید قویتر) خوراکی ماهانه به مدت شش ماه احتمالا اثربخشی بیشتر یا کمتری نسبت به پردنیزولون (prednisolone) خوراکی روزانه ندارد.
3. تعویض پلاسما احتمالا بهبودی کوتاه‐مدت چشمگیریتری در ناتوانی نسبت به تعویض ساختگی دارد. در بزرگترین مطالعه مشاهدهای، 3.9% پروسیجرهای تعویض پلاسما، با عارضه همراه بود.
4. IVIg باعث بهبودی کوتاه‐مدت چشمگیری در ناتوانی نسبت به دارونما (placebo) شد. حوادث جانبی در گروه IVIg شایعتر از گروه دارونما بود اما شاید حوادث جانبی جدی شایعتر نباشد. دیگر مطالعات با کیفیت کمتر، که واجد شرایط برای ورود به این مرور نبودند، گزارش کردند که ممکن است با IVIg نیز عوارض جانبی رخ دهد.
5. هیچ تفاوت واضحی در بهبودی کوتاه‐مدت در ضعف و ناتوانی با تعویض پلاسما در مقایسه با IVIg وجود نداشت.
6. تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در بهبودی کوتاه‐مدت در ناتوانی با IVIg در مقایسه با پردنیزولون خوراکی و تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در مقایسه با متیلپردنیزولون داخل وریدی وجود داشت. کورتیکواستروئیدها نسبت به IVIg دسترسی بیشتری دارند، و ارزانتر هستند و راحتتر استفاده میشوند.
7. به دلیل کیفیت بسیار پائین شواهد، اینکه افزودن آزاتیوپرین (azathioprine) با دوز کم به پردنیزون باعث بهبودی ناتوانی و ضعف نسبت به فقط پردنیزون میشود یا خیر، نامطمئن است. حوادث جانبی گزارش نشدند، اما مطالعات مشاهدهای نشان میدهند که عوارض جانبی از ادامه درمان در 10% از افراد پیشگیری میکند.
8. متوتروکسات (methotrexate) ممکن است در تعداد شرکتکنندگانی که دوز کورتیکواستروئید یا IVIg به اندازه 20% در آنها کم میشود، هیچ مزیتی نسبت به دارونما نداشته باشد. حوادث جانبی جدی با متوتروکسات احتمالا نسبت به دارونما شایعتر نیست. بر اساس دیگر انواع مطالعه میدانیم که متوتروکسات عوارض جانبی جدی از جمله آسیب به جنین، اختلالات عملکرد کبد و آسیب به ریه را به دنبال دارد.
9. اینترفرون بتا‐1a (به اختصار: IFN beta‐1a) در مقایسه با دارونما، احتمالا باعث قطع درمان IVIg در افراد زیادی نمیشود. در دو مطالعه انجام شده بر روی این مداخله، حوادث جانبی با IFN beta‐1a شایعتر از دارونما نبود.
10. هیچ کارآزمایی کامل دیگری از داروهایی که پاسخ ایمنی را سرکوب میکنند یا تغییر میدهند یا آنهایی که روی خستگی یا درد در CIDP اثر میگذارند، وجود ندارد.
به پژوهش بیشتری درباره پیشبینی کنندههای پاسخ به درمانهای مختلف، مزایای طولانیمدت، و هزینه‐اثربخشی نیاز است. برای بررسی داروهایی که پاسخ ایمنی را سرکوب میکنند یا تغییر میدهند، درمان نشانههای درد و خستگی در CIDP، و بهترین راه کسب اطلاعات درباره حوادث جانبی به RCTهای بیشتری نیاز داریم.
این مرور تا اکتبر 2016 بهروز است.