تعداد 16 کارآزمایی تصادفیسازی شده را با دادههای مربوط به 12,080 زن وارد کردیم. کارآزماییها در کشورهای سراسر جهان، و در شرایطی با سطح پائین منابع و سطح بالای منابع انجام شدند. در شرایطی با سطح پائین منابع، زنان دریافتکننده مراقبت معمول ممکن بود پس از ترخیص زودهنگام از بیمارستان هیچ مراقبت بیشتر پس از زایمان را دریافت نکنند.
مداخلات و شرایط کنترل در سراسر مطالعات بسیار متفاوت بودند. کارآزماییها بر سه نوع مقایسه متمرکز بودند که در زیر به تفصیل توضیح داده شده است. در همه مطالعات وارد شده به جز چهار مورد، مراقبت پس از زایمان در منزل توسط متخصصان مراقبت سلامت ارائه شد. هدف تمام مداخلات ارزیابی گسترده بهزیستی (well‐being) مادران و نوزادان، و ارائه آموزش و پشتیبانی بود. اگرچه برخی از مداخلات اهداف خاصتری داشتند از جمله تشویق تغذیه با شیر مادر، یا ارائه حمایت عملی.
برای بسیاری از پیامدهای ما فقط یک یا دو مطالعه دادههایی را ارائه کردند، و نتایج در کل متناقض بودند. همه مطالعات در چندین حوزه خطر بالا یا نامشخص سوگیری (bias) داشتند.
دفعات زیادتر در مقابل دفعات کمتر ویزیت در منزل (پنج مطالعه، 2102 زن)
شواهد در مورد اینکه ویزیت در منزل تاثیری بر مورتالیتی مادر و نوزاد دارد یا خیر، بسیار نامطمئن است (شواهد با قطعیت بسیار پائین). میانگین نمرات افسردگی پس از زایمان بر اساس مقیاس افسردگی پس از زایمان ادینبرگ (edinburgh postnatal depression scale; EPDS) ممکن است با ویزیتهای بیشتر در منزل اندکی بالاتر (بدتر) باشد اگرچه تفاوت موجود در نمرات از نظر بالینی معنیدار نبود (تفاوت میانگین (MD): 1.02؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.25 تا 1.79؛ دو مطالعه، 767 زن؛ شواهد با قطعیت پائین). دو تجزیهوتحلیل جداگانه نتایج متضادی را برای رضایت مادر نشان دادند (هر دو شواهد با قطعیت پائین)؛ یک تجزیهوتحلیل نشان داد که ویزیتهای کمتر ممکن است مزیتی به همراه داشته باشند، اگرچه 95% CI فقط خط عدم‐تاثیر مداخله را قطع کرد (خطر نسبی (RR): 0.96؛ 95% CI؛ 0.90 تا 1.02؛ دو مطالعه، 862 زن). با این حال، در مطالعه دیگری، حمایت بیشتر ارائه شده توسط ویزیتکنندگان سلامت با افزایش میانگین نمرات رضایت همراه بود (MD: 14.70؛ 95% CI؛ 8.43 تا 20.97؛ یک مطالعه، 280 زن؛ شواهد با قطعیت پائین). استفاده از خدمات مراقبت سلامت نوزادان ممکن است با ویزیتهای بیشتر در منزل کاهش یافته (RR: 0.48؛ 95% CI؛ 0.36 تا 0.64؛ چهار مطالعه، 1365 نوزاد) و احتمالا تغذیه انحصاری با شیر مادر در شش هفته افزایش مییابد (RR: 1.17؛ 95% CI؛ 1.01 تا 1.36؛ سه مطالعه، 960 زن؛ شواهد با قطعیت پائین). بروز موربیدیتی جدی نوزادان تا شش ماه در هیچ یک از کارآزماییها گزارش نشد.
مدلهای مختلف مراقبت پس از زایمان (سه مطالعه، 4394 زن)
در یک RCT خوشهای که به مقایسه مراقبت معمول با مراقبت فردیشده توسط ماماها پرداخت، که تا سه ماه پس از زایمان تمدید شد، ممکن بود تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در مورتالیتی نوزادان وجود داشته باشد (RR: 0.97؛ 95% CI؛ 0.85 تا 1.12؛ یک مطالعه، 696 نوزاد). نسبتی از زنان با نمره EPDS ≥ 13 در چهار ماه احتمالا با مراقبت فردیشده کاهش مییابد (RR: 0.68؛ 95% CI؛ 0.53 تا 0.86؛ یک مطالعه، 1295 زن). یک مطالعه نشان میدهد که تفاوتی اندک تا عدم تفاوت بین ویزیتهای در منزل و غربالگری تلفنی از نظر موربیدیتی نوزادان تا 28 روز وجود دارد (RR: 0.97؛ 95% CI؛ 0.85 تا 1.12؛ یک مطالعه، 696 زن). در یک مطالعه متفاوت، هیچ تفاوتی بین ترویج تغذیه با شیر مادر و ویزیتهای روتین از نظر نرخ تغذیه انحصاری با شیر مادر در شش ماه وجود نداشت (RR: 1.47؛ 95% CI؛ 0.81 تا 2.69؛ یک مطالعه، 656 زن).
مراقبت پس از زایمان در منزل در برابر مراقبت مبتنی بر امکانات (هشت مطالعه، 5179 زن)
شواهد نشان میدهد که ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در نرخ افسردگی پس از زایمان در 42 روز پس از زایمان و همچنین در نرخ اندازهگیری شده در مقیاس EPDS در 60 روز وجود داشته باشد. رضایت مادر از مراقبت پس از زایمان میتواند با ویزیت در منزل بهتر باشد (RR: 1.36؛ 95% CI؛ 1.14 تا 1.62؛ سه مطالعه، 2368 زن). تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در تعداد ویزیتهای مراقبت انجامشده در بخش اورژانس نوزادان یا بستری مجدد نوزادان (RR: 1.15؛ 95% CI؛ 0.95 تا 1.38؛ سه مطالعه، 3257 زن) یا تغذیه انحصاری با شیر مادر در دو هفته (RR: 1.05؛ 95% CI؛ 0.93 تا 1.18؛ 1 مطالعه، 513 زن) وجود داشت.