این مرور بهروز شده 34 مطالعه را درباره 11 روش متفاوت برای القای زایمان با 5003 زن تصادفیسازی شده وارد کرد، که در آنها زنان در خانه درمان شدند یا بعد از درمان اولیه و پایش در بیمارستان به خانه فرستاده شدند.
مطالعات، پروستاگلاندین E₂ (به اختصار PGE₂) واژینال و اینتراسرویکال (intracervical)، میزوپروستول (misoprostol) واژینال و خوراکی، ایزوسورباید مونونیترات (isosorbide mononitrate)، میفهپریستون (mifepristone)، استروژنها (oestrogens)، آمنیوتومی (amniotomy) و طب سوزنی (acupuncture)، را با دارونما (placebo)، عدم درمان، یا مراقبت معمول مقایسه کردند. کارآزماییها بهطور کلی زنان سالم با بارداری ترم را به کار گرفتند. خطر سوگیری اغلب پائین یا نامشخص بود، با این وجود، در 16 کارآزمایی کورسازی نامشخص بود یا انجام نشده بود. بهطور کلی، دادههای محدودی در مورد پیامدهای اصلی و اضافی این مرور قابل دسترس بود. کیفیت شواهد پائین تا متوسط درجهبندی شدند.
1. PGE₂ واژینال در برابر مدیریت انتظاری یا دارونما (5 مطالعه)
با این حال، زنان کمتری در گروه PGE₂ واژینال نیاز به القای عوامل اضافی برای القای زایمان داشتند، اما فواصل اطمینان گسترده بودند (خطر نسبی (RR): 0.52؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.27 تا 0.99؛ 150 زن؛ 2 کارآزمایی). تفاوت واضحی بین گروهها در تحریک بیش از حد رحم (hyperstimulation) (با یا بدون تغییرات ضربان قلب جنین (fetal heart rate; FHR))؛ (RR: 3.76؛ 95% CI؛ 0.64 تا 22.24؛ 244 زن؛ 4 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین )، زایمان سزارین (RR: 0.80؛ 95% CI؛ 0.49 تا 1.31؛ 288 زن؛ 4 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین )، یا پذیرش در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (neonatal intensive care unit; NICU)؛ (RR: 0.32؛ 95% CI؛ 0.10 تا 1.03؛ 230 نوزاد؛ 3 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین) وجود نداشت.
هیچ اطلاعاتی در مورد زایمان واژینال درون 24، 48 یا 72 ساعت، طول مدت بستری در بیمارستان، استفاده از خدمات اورژانسی یا رضایت مادر یا مراقبت وجود نداشت. موربیدیتی جدی مادری و نوزادی یا مرگومیر گزارش نشده بود.
2. PGE₂ اینتراسرویکال در برابر مدیریت انتظاری یا دارونما (7 مطالعه)
تفاوت واضحی بین زنان دریافت کننده PGE₂ اینتراسرویکال و عدم درمان یا دارونما از نظر نیاز به عوامل القای اضافی (RR: 0.98؛ 95% CI؛ 0.74 تا 1.32؛ 445 زن؛ 3 مطالعه)، نداشتن زایمان واژینال درون 48 تا 72 ساعت (RR: 0.83؛ 95% CI؛ 0.68 تا 1.02؛ 43 زن؛ 1 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین )، تحریک بیش از حد رحم (با تغییرات FHR) (RR: 2.66؛ 95% CI؛ 0.63 تا 11.25؛ 488 زن؛ 4 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین )، زایمان سزارین (RR: 0.90؛ 95% CI؛ 0.72 تا 1.12؛ 674 زن؛ 7 مطالعه؛شواهد با کیفیت متوسط ) یا بستری نوزادان در NICU (RR: 1.61؛ 95% CI؛ 0.43 تا 6.05؛ 215 نوزاد؛ 3 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین) وجود نداشت. پارگی رحم در گروه PGE₂ یا دارونما وجود نداشت.
هیچ اطلاعاتی در مورد عدم دستیابی به زایمان واژینال درون 24 ساعت، طول مدت بستری در بیمارستان، استفاده از خدمات اورژانسی، رضایت مادر یا مراقبت، یا موربیدیتی جدی یا موربیدیتی نوزادی یا مرگومیر پریناتال وجود نداشت.
3. میزوپروستول واژینال در برابر دارونما (4 مطالعه)
یک مطالعه کوچک نرخ مرگومیر پریناتال را بدون وجود تفاوت واضح بین گروهها گزارش کرد؛ در گروه درمان مرگومیر وجود نداشت در مقابل یک نوزاد در گروه کنترل مرده بود (دلیل آن گزارش نشد) (RR: 0.34؛ 95% CI؛ 0.01 تا 8.14؛ 77 نوزاد؛ 1 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین).
تفاوت واضحی میان گروهها در نرخ تحریک بیش از حد رحم با تغییرات FHR (RR: 1.97؛ 95% CI؛ 0.43 تا 9.00؛ 265 زن؛ 3 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین )، زایمان سزارین (RR: 0.94؛ 95% CI؛ 0.61 تا 1.46؛ 325 زن؛ 4 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین ) و نوزادان بستری شده در NICU (RR: 0.89؛ 95% CI؛ 0.54 تا 1.47؛ 325 نوزاد؛ 4 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین) وجود نداشت.
هیچ اطلاعاتی در مورد نداشتن زایمان واژینال درون 24، 48 یا 72 ساعت، نیاز به عوامل القای بیشتر، طول مدت بستری در بیمارستان، استفاده از خدمات اورژانسی، رضایت مادر یا مراقب، دیگر موربیدیتی جدی مادر یا نوزاد یا مرگومیر وجود نداشت.
تفاوتهای مهمی برای مقایسههای دیگر یافت نشد. یک مطالعه کوچک نشان داد زنانی که میزوپروستول خوراکی دریافت کردند، بیشتر احتمال داشت که درون 24 ساعت زایمان کنند (RR: 0.65؛ 95% CI؛ 0.48 تا 0.86؛ 87 زن؛ 1 مطالعه) و کمتر احتمال داشت به عوامل القای بیشتری نیاز پیدا کنند (RR: 0.60؛ 95% CI؛ 0.37 تا 0.97؛ 127 زن؛ 2 مطالعه). زنان دریافت کننده میفهپریستون نیز کمتر احتمال داشت به عوامل القای بیشتری نیاز پیدا کنند (RR: 0.59؛ 95% CI؛ 0.37 تا 0.95؛ 311 زن؛ 4 مطالعه؛ I² = 74%)؛ با این حال، به دلیل ناهمگونی بالا، این نتیجه باید با احتیاط تفسیر شود. یک کارآزمایی هم طب سوزنی و هم آمنیوتومی (amniotomy) سرپایی را وارد کرد، اما پیامدهای کمتری مربوط به مرور گزارش شد.