سوال مطالعه مروری
شواهد مربوط به منافع و مضرات استفاده از کورتیکواستروئیدها را در درمان پلیرادیکولونوروپاتی دمیلینه کننده التهابی مزمن (chronic inflammatory demyelinating polyradiculoneuropathy; CIDP) مرور کردیم.
پیشینه
CIDP یک بیماری غیر‐شایع فلج کننده است و زمانی رخ میدهد که اعصاب خارج از مغز و طناب نخاعی دچار التهاب شوند. این بیماری منجر به ضعف و بیحسی اندامها میشود که به تدریج پیشرفت میکند. بعضی از افراد دچار دورههای مکرر بدتر شدن و به دنبال آن بهتر شدن یا بهبودی میشوند. ما میخواستیم پاسخ این دو سوال را بیابیم: اول اینکه، استفاده از کورتیکواستروئیدها مفید است یا خیر؛ و دوم اینکه، یک نوع درمان کورتیکواستروئیدی بهتر از نوع دیگر آن است یا خیر. این یک بهروزرسانی از مروری است که برای اولین بار در سال 2001 منتشر، و آخرین بار در سال 2014 بهروز شد.
ویژگیهای مطالعه
یک کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (RCT) را در ارتباط با هر سوال یافتیم. هیچ کارآزمایی جدیدی را برای این بهروزرسانی پیدا نکردیم.
یک مطالعه انجام شده در سال 1982 در ایالات متحده، تجویز قرصهای روزانه پردنیزون (prednisone) را به مدت 12 هفته با عدم درمان مقایسه کرد. سیوپنج نفر در آن شرکت کردند. چهارده شرکتکننده پردنیزون (10 مرد و چهار زن، با میانه سنی 46.5 سال) را دریافت کرده و 14 شرکتکننده (نه مرد و پنج زن، با میانه سنی 50 سال) آن را دریافت نکردند. افراد شرکتکننده و پژوهشگران از اینکه چه درمانهایی به شرکتکنندگان ارائه شدند، آگاه بودند (یعنی مطالعات کورسازی نشده نبودند)، که این امر موجب ایجاد خطر سوگیری (bias) شد.
مطالعه دوم به مقایسه دو رژیم درمانی شش‐ماهه با کورتیکواستروئید پرداخت: دوزهای استاندارد قرص پردنیزولون (prednisolone) روزانه و قرصهای دگزامتازون (dexamethasone) با دوز بالا برای چهار روز در هر ماه. مراکز متعدد اروپایی این کارآزمایی را انجام دادند، که یافتههای خود را در سال 2010 گزارش کردند. چهلویک بیمار شرکت داشتند اما یک نفر پس از یک روز از مطالعه خارج شد زیرا آنها نمیخواستند درمان ادامه پیدا کند و تشخیص اشتباه بود. از میان کسانی که درمان را ادامه دادند، 24 نفر (18 مرد و شش زن، میانگین سن 59.9 سال) دگزامتازون ماهانه و 16 نفر (10 مرد و شش زن، میانگین سن 60.8 سال) پردنیزولون روزانه دریافت کردند.
هیچ مطالعهای حمایت تجاری نشد. مطالعات از یک مرکز علمی یا صندوقهای خیریه حمایت مالی دریافت میکردند.
نتایج کلیدی
هیچ یک از مطالعات وارد شده، پیامد اولیه مورد نظر ما، یعنی نمره ناتوانی، را گزارش نکردند.
پس از 12 هفته، در کارآزمایی مقایسه پردنیزون با عدم درمان، 12 نفر از 19 شرکتکننده درمان شده با پردنیزون، در مقایسه با پنج نفر از 16 شرکتکننده که پردنیزون دریافت نکردند، بر اساس اندازهگیری شدت بیماری توسط متخصصان مغز و اعصاب، بهبود یافته بودند. بنابراین، میزان بهبودی با دریافت پردنیزون تقریبا دو برابر بود. تعداد اندک شرکتکنندگان در کارآزمایی و محدودیتهای آن به این معنی بود که حتی با وجود این تفاوت، در مورد اندازه هرگونه تاثیر پردنیزون بسیار نامطمئن هستیم. نویسندگان کارآزمایی جزئیات عوارض جانبی را گزارش نکردند، اما یک نفر که پردنیزون دریافت کرد، درگذشت. براساس گزارشهای مطلوب به دست آمده از مطالعات غیر‐تصادفیسازی شده، کورتیکواستروئیدها معمولا در بالین برای CIDP تجویز میشوند. به خوبی مشخص شده که کورتیکواستروئیدها باعث بروز عوارض جانبی میشوند، به ویژه هنگامی که افراد برای مدت طولانی دوزهای بالایی را از آنها دریافت میکنند.
در این RCT که دو رژیم درمانی کورتیکواستروئید را مقایسه کرد، 10 نفر از 24 بیمار در گروه دگزامتازون ماهانه و شش نفر از 16 بیمار در گروه دوز روزانه پردنیزولون پس از یک سال بهبود یافتند و نیازی به دریافت درمان نداشتند، که نشان دهنده اثرات احتمالا مشابه است. تغییرات در قدرت چنگ زدن (grip) و نمرات قدرت عضلانی نیز احتمالا بین گروههای درمان مشابه بودند. دگزامتازون ماهانه و پردنیزولون روزانه عوارض جانبی مشابهی با یکدیگر داشتند، به جز اینکه با مصرف دوز بالای دگزامتازون ماهانه، بیخوابی ممکن است کمتر شایع باشد و احتمالا ظاهر چهره به شکل ماه ( moon‐shaped facial) هم کمتر گزارش میشود.
کیفیت شواهد
منفعت و آسیب ناشی از پردنیزون در CIDP نامشخص است. کیفیت شواهد بسیار پائین است زیرا فقط یک کارآزمایی تصادفیسازی شده کوچک با خطر بالای سوگیری در دسترس است.
مصرف ماهانه دگزامتازون و پردنیزولون روزانه در CIDP ممکن است به طور مشابهی مفید باشند، اما دگزامتازون ماهانه ممکن است عوارض جانبی کمتری را ایجاد کند.
تاریخ
شواهد تا 8 نوامبر 2016 بهروز است.