33 کارآزمایی (3332 زن) را برگزیدیم. کیفیت این شواهد از بسیار پائین تا متوسط متغیر بود. محدودیتهای آن، خطر سوگیری و عدم‐دقت بودند. نتایج را برای مقایسههای اصلی خلاصه کردیم.
بافت اصلی در برابر پیوند بیولوژیک
آگاهی از پرولاپس: شواهد نشان دهنده تفاوتی اندک یا عدم تفاوت میان گروهها بود (خطر نسبی (RR): 0.98؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.52 تا 1.82؛ پنج RCT؛ 552 زن؛ I2 = 39%؛ شواهد با کیفیت پائین) که حاکی از این است که اگر 12% از زنان، پس از پیوند بیولوژیک از پرولاپس آگاه باشند، 7% تا 23% بعد از ترمیم بافت اصلی آگاه خواهند بود.
تکرار جراحی برای پرولاپس: نتایج بیانگر عدم تفاوتهای احتمالی بین گروهها بود (RR: 1.02؛ 95% CI؛ 0.53 تا 1.97؛ هفت RCT؛ 650 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت متوسط) که حاکی از این است که اگر 4% از زنان، بعد از پیوند بیولوژیک نیازمند تکرار جراحی باشند، 2% تا 9% پس از ترمیم بافت اصلی اینگونه خواهند بود.
عود پرولاپس کمپارتمنت قدامی: ترمیم بافت اصلی احتمالا خطر عود را افزایش میدهد (RR: 1.32؛ 95% CI؛ 1.06 تا 1.65؛ هشت RCT؛ 701 زن؛ I2 = 26%؛ شواهد با کیفیت متوسط) که نشان دهنده این است که اگر 26% از زنان، بعد از پیوند بیولوژیک دچار عود پرولاپس شوند، 27% تا 42% پس از ترمیم بافت اصلی دچار عود خواهند شد.
بیاختیاری استرسی ادرار (stress urinary incontinence; SUI): نتایج بیانگر عدم تفاوتهای احتمالی بین گروهها بود (RR: 1.44؛ 95% CI؛ 0.79 تا 2.64؛ دو RCT؛ 218 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت متوسط).
دیسپارونی (dyspareunia): شواهد نشان دهنده تفاوتی اندک یا عدم تفاوت میان گروهها بود (RR: 0.87؛ 95% CI؛ 0.39 تا 1.93؛ نه RCT؛ 151 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت پائین).
بافت اصلی در برابر مش پلیپروپیلن
آگاهی از پرولاپس: این موضوع بعد از ترمیم بافت اصلی محتملتر بود (RR: 1.77؛ 95% CI؛ 1.37 تا 2.28؛ نه RCT؛ 1133 زن؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت متوسط) که حاکی از این است که اگر 13% از زنان، پس از ترمیم با مش از پرولاپس آگاه باشند؛ 18% تا 30% بعد از ترمیم بافت اصلی آگاه خواهند بود.
تکرار جراحی برای پرولاپس: این موضوع پس از ترمیم بافت اصلی، محتملتر بود (RR: 2.03؛ 95% CI؛ 1.15 تا 3.58؛ 12 RCT؛ 1629 زن؛ I2 = 39%؛ شواهد با کیفیت متوسط) که بیانگر این است که اگر 2% از زنان، پس از ترمیم با مش نیازمند جراحی باشند؛ 2% تا 7% بعد از ترمیم بافت اصلی اینگونه خواهند بود.
عود پرولاپس کمپارتمنت قدامی: این موضوع بعد از ترمیم بافت اصلی، محتملتر بود (RR: 3.01؛ 95% CI؛ 2.52 تا 3.60؛ 16 RCT؛ 1976 زن؛ I2 = 39%؛ شواهد با کیفیت متوسط) که بیانگر این است که اگر عود پرولاپس در 13% از زنان، پس از ترمیم با مش رخ دهد؛ 32% تا 45% پس از ترمیم بافت اصلی دچار عود خواهند شد.
تکرار جراحی برای پرولاپس، بیاختیاری استرسی ادرار یا مواجهه با مش (پیامد ترکیبی): احتمال این امر بعد از ترمیم بافت اصلی، کمتر بود (RR: 0.59؛ 95% CI؛ 0.41 تا 0.83؛ 12 RCT؛ 1527 زن؛ I2 = 45%؛ شواهد با کیفیت متوسط) که نشان دهنده این است که اگر 10% از زنان پس از ترمیم با مش پلیپروپیلن، محتاج تکرار جراحی باشند، 4% تا 8% بعد از ترمیم بافت اصلی اینگونه خواهند بود.
de novo SUI: شواهد بیانگر تفاوتی اندک یا عدم تفاوت میان گروهها بود (RR: 0.67؛ 95% CI؛ 0.44 تا 1.01؛ شش RCT؛ 957 زن؛ I2 = 26%؛ شواهد با کیفیت پائین). هیچ شواهدی حاکی از تفاوت در نرخ تکرار جراحی برای SUI وجود نداشت.
دیسپارونی (de novo): شواهد نشان دهنده تفاوتی اندک یا عدم تفاوت میان گروهها بود (RR: 0.54؛ 95% CI؛ 0.27 تا 1.06، هشت RCT؛ n = 583؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت پائین).
بافت اصلی در برابر مش قابل جذب
آگاهی از پرولاپس: مشخص نیست که نتایج نشان دهنده هرگونه تفاوت بین گروهها هستند یا خیر (RR: 0.95؛ 95% CI؛ 0.70 تا 1.31؛ یک RCT؛ n = 54؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
تکرار جراحی برای پرولاپس: مشخص نیست که نتایج بیانگر هرگونه تفاوت بین گروهها هستند یا خیر (RR: 2.13؛ 95% CI؛ 0.42 تا 10.82؛ یک RCT؛ n = 66؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
عود پرولاپس کمپارتمنت قدامی: این موضوع پس از ترمیم بافت اصلی، محتملتر بود (RR: 1.50؛ 95% CI؛ 1.09 تا 2.06؛ سه RCT؛ n = 268؛ I2 = 0%؛ شواهد با کیفیت متوسط) که حاکی از این است که اگر 27% از زنان دچار عود پرولاپس بعد از ترمیم با مش شوند، 29% تا 55% بعد از ترمیم بافت اصلی دچار عود خواهند شد.
SUI: مشخص نیست که نتایج نشان دهنده هرگونه تفاوت بین گروهها هستند یا خیر (RR: 0.72؛ 95% CI؛ 0.50 تا 1.05؛ یک RCT؛ n = 49؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
دیسپارونی (dyspareunia): دادهای گزارش نشده بود.
ترمیم با پیوند بیولوژیک یا مش قابل جذب، مزیت کمی در قیاس با ترمیم بافت اصلی دارد.
ترمیم بافت اصلی با افزایش آگاهی از پرولاپس و افزایش خطر تکرار جراحی برای پرولاپس و عود پرولاپس کمپارتمنت قدامی در مقایسه با ترمیم با مش پلیپروپیلن همراه بود. با این حال، ترمیم بافت اصلی با کاهش خطر de novo SUI، کاهش آسیب مثانه و کاهش نرخ تکرار جراحی برای پرولاپس، بیاختیاری استرسی ادرار و مواجهه با مش (پیامد ترکیبی) مرتبط بود.
شواهد کنونی با توجه به افزایش موربیدیتی، از به کارگیری ترمیم با مش در قیاس با ترمیم بافت اصلی برای پرولاپس کمپارتمنت قدامی، حمایت نمیکند.
بسیاری از مشهای پلیپروپیلن ترانسواژینال، به طور داوطلبانه از بازار جمعآوری شدهاند و مشهای جدیدتر ترانسواژینال با وزن سبک که در دسترس هستند، توسط RCTها ارزیابی نشدهاند. متخصصان بالینی و زنان باید هنگام استفاده از این محصولات، احتیاط کنند؛ زیرا ایمنی و اثربخشی آنها ثابت نشده است.