بازسازی قدامی واژن (کولپورافی قدامی (anterior colporrhaphy)) عملی است که بهطور مرسوم برای درمان بیاختیاری ادراری استرسی (stress urinary incontinence; SUI) متوسط یا شدید در زنان استفاده میشود. حدود یک‐سوم زنان بزرگسال مبتلا به بیاختیاری ادراری هستند. SUI، بار (burden) قابل توجهی بر دوش سلامت و اقتصاد جامعه و زنان مبتلا میگذارد.
تعیین اثرات بازسازی قدامی واژن (کولپورافی قدامی) بر بیاختیاری ادراری استرسی در مقایسه با دیگر گزینههای مدیریت درمانی.
پایگاه ثبت تخصصی کارآزماییهای گروه بیاختیاری در کاکرین (1 سپتامبر 2009 جستوجو شد) و فهرست منابع مقالات مرتبط را جستوجو کردیم.
همه کارآزماییهای تصادفیسازی شده یا شبه‐تصادفیسازی شده که در آنها بازسازی قدامی واژن برای درمان بیاختیاری ادراری بررسی شد.
دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم دادهها را استخراج و کیفیت کارآزماییها را ارزیابی کردند. با سه بررسی کننده کارآزمایی برای دریافت اطلاعات اضافی تماس گرفته شد.
ده کارآزمایی شناسایی شدند که 385 زن تحت عمل بازسازی قدامی واژن قرار گرفته و 627 زن دیگر مداخلات مقایسهای را دریافت کردند.
یک کارآزمایی کوچک تکی که بازسازی قدامی واژن را با درمان فیزیکی مقایسه کرد، شواهد ناکافی را ارائه داد. عملکرد بازسازی قدامی واژن با عمل ساسپنشن سوزنی (needle suspension) گردن مثانه مشابه بود (خطر نسبی (RR) برای شکست درمان پس از یک سال: 1.16؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.86 تا 1.56)، اما تفاوتهای مهم بالینی با قطعیت کنار گذاشته نشدند. در هیچ یک از کارآزماییها، بازسازی قدامی واژن با اعمال جراحی اسلینگ تحت‐حالب (suburethral sling) یا کولپوساسپنشن لاپاروسکوپی (laparoscopic colposuspensions)، یا با اعمال جراحی واژینال جایگزین (alternative vaginal operations)، مقایسه نشد.
براساس نرخ بهبودی گزارش شده توسط خود بیماران، بازسازی قدامی واژن کمتر از جراحی شکمی باز ساسپنشن رتروپوبیک (retropubic suspension) موثر بود، این نتیجه هم در میان‐مدت (نرخ شکست درمان طی یک تا پنج سال پس از بازسازی قدامی 97/259 (38%) در مقابل 57/327 (17%)؛ RR: 2.29؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 1.70 تا 3.08) و هم در طولانی‐مدت (پس از پنج سال 49/128 (38%) در مقابل 31/145 (21%)؛ RR: 2.02؛ 95% CI؛ 1.36 تا 3.01) صادق بود. شواهد به دست آمده از سه مورد از این کارآزماییها نشان داد که این امر نیازمند جراحیهای تکراری بیشتری برای بیاختیاری است (25/107 (23%) در مقابل 4/164 (2%)؛ RR: 8.87؛ 95% CI؛ 3.28 تا 23.94). این یافتهها صرفنظر از وجود همزمان پرولاپس لگنی (pelvic relaxation) به دست آمدند. البته تعداد کمتری از زنان پس از بازسازی قدامی دچار پرولاپس شدند (RR: 0.24؛ 95% CI؛ 0.12 تا 0.47)، جراحی پرولاپس دیررس پس از جراحی واژینال (3%) یا شکمی (4%) به یک اندازه شایع بود.
با توجه به نوع ساسپنشن باز رتروپوبیک شکمی، اکثر دادهها به مقایسه بازسازی قدامی واژن با کولپوساسپنشن برچ (Burch colposuspension) مربوط بود. دادههای اندکی برای بررسی مقایسه بازسازی قدامی واژن با پروسیجر مارشال‐مارکتی–کرانتز (Marshall‐Marchetti‐Krantz) وجود داشت که با دادههای مربوط به کولپوساسپنشن برچ سازگار بودند.
دادههای کافی برای مقایسه بازسازی قدامی واژن با درمان فیزیکی یا ساسپنشن سوزنی در درمان بیاختیاری ادراری استرسی اولیه در زنان وجود نداشت. به نظر میرسید ساسپنشن باز رتروپوبیک شکمی بهتر از بازسازی قدامی واژن باشد که مبتنی بر نرخ بهبودی سابجکتیو (یعنی براساس گزارش بیمار) در هشت کارآزمایی بود، حتی در زنانی که پرولاپس همراه با بیاختیاری استرسی داشتند (شش کارآزمایی). نیاز به تکرار جراحی بیاختیاری نیز پس از جراحی شکمی کمتر بود. با این حال، اطلاعات کافی درباره عوارض پس از جراحی و موربیدیتی وجود نداشت. یک بررسی و تفسیر اقتصادی مختصر (Brief Economic Commentary; BEC) یک مطالعه را شناسایی کرد که واژینوپلاستی (vaginoplasty) ممکن است نسبت به tension‐free vaginal tape (TVT‐O) مقرونبهصرفهتر باشد.