پیشینه
این یک نسخه بهروز شده از مرور کاکرین است که برای نخستینبار در سال 2002 منتشر و پیش از این در سال 2011 بهروز شد.
عقیمسازی لولهای با ممانعت از عبور تخمکهای بارور نشده زنان از میان لولههای فالوپ برای بارور شدن توسط اسپرم، از بارداری پیشگیری میکند. روشهای بستن این لولهها شامل بریدن و بستن آنها (سالپنژکتومی پارشیال (partial salpingectomy))، مسدود کردن آنها به روشهای مکانیکی با استفاده از گیره یا حلقهها، یا اعمال جریان الکتریکی (الکتروکوآگولاسیون (electrocoagulation)) برای تخریب و انسداد آنها، و بستن آنها با بهکارگیری اینسرتهای شیمیایی یا لولهای (جاگذاری از طریق دهانه رحم) است که باعث زخم شدن لولهها میشوند.
روشهای انجام مطالعه
بهعنوان پژوهشگران کاکرین، خواستیم روشهای مختلف عقیمسازی لولهای را از لحاظ موارد زیر مقایسه کنیم:
‐ میزان احساس ناخوشی کوتاهمدت و طولانیمدت در زنان، از جمله احساس درد (موربیدیتی شدید و خفیف)؛
‐ نرخ شکست (بارداری)؛
‐ خطاها و مشکلات تکنیکی حین پروسیجر عقیمسازی؛ و
‐ رضایت زنان و جراحان.
متون علمی پزشکی را تا 23 جولای 2015، برای یافتن کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) مربوط به مقایسه هر یک از روشهای بستن لولههای فالوپ جستوجو کردیم؛ RCTها قابل اطمینانترین نتایج را فراهم میکنند.
یافتهها
تعداد 19 RCT را شامل 13,209 زن در سنین باروری در این مرور گنجاندیم. کارآزماییها این موارد را مقایسه کردند:
‐ حلقهها در برابر گیرههای لوله (شش RCT؛ 4232 زن)؛
‐ سالپنژکتومی پارشیال در برابر الکتروکوآگولاسیون (سه RCT؛ 2019 زن)؛
‐ حلقههای لوله در برابر الکتروکوآگولاسیون (دو RCT؛ 599 زن)؛
‐ سالپنژکتومی پارشیال در برابر گیرهها (چهار RCT؛ 3827 زن)؛
‐ گیرهها در برابر الکتروکوآگولاسیون (دو RCT؛ 206 زن)؛ و
‐ دو نوع گیره، یعنی گیرههای Hulka در برابر Filshie (دو RCT؛ 2326 زن).
هیچ RCTای را نیافتیم که عقیمسازی بهوسیله اینسرتهای شیمیایی یا لولهای را مقایسه کرده باشد، بنابراین همه مطالعات وارد شده مشمول جراحیهای شکمی بودند.
هیچ موردی از مرگومیر با هیچ یک از روشها گزارش نشده و موربیدیتی شدید و خفیف نادر بودند. نرخ بارداری یک سال پس از جراحی، کمتر از 5/1000 پروسیجر بود. نرخ عوارض (مشکلات پس از جراحی/موربیدیتی خفیف) برای تمام روشهای مقایسه شده، بسیار پائین بود. بروز عوارض خفیف از جمله درد، و مشکلات تکنیکی با استفاده از حلقهها شایعتر از گیرهها بودند. موربیدیتی عمده و درد پس از جراحی با سالپنژکتومی پارشیال نسبت به الکتروکوآگولاسیون شایعتر بود. درد پس از جراحی در زنان عقیمشده توسط حلقههای لوله دو برابر بیش از کسانی بود که بهوسیله الکتروکوآگولاسیون عقیم شدند. خطاهای تکنیکی در گیرهها، شایعتر از روشهای بریدن و بستن بوده، اما زمان جراحی با گیرهها کوتاهتر بود.
شواهد اندکی را درباره میزان رضایت زنان یا رضایت جراح یافتیم.
نتیجهگیریها
عقیمسازی لولهای به وسیله بریدن و بستن لولهها، یا استفاده از جریان الکتریکی، گیرهها یا حلقهها، روش موثری همراه با مشکلات اندک برای پیشگیری از بارداری است. انتخاب روش بستگی به تجربه جراح، دسترسی به تجهیزات، شرایط و هزینه خواهد داشت. نیاز به انجام پژوهشهای بیشتری پیرامون روشهای عقیمسازی لولهای که مستلزم جراحی شکمی نباشند، وجود دارد.