جلد 2016 -                   جلد 2016 - صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها



DOI: 10.1002/14651858.CD010696.pub2

XML Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Louisa Murdin, Kiran Hussain, Anne GM Schilder. Betahistine for symptoms of vertigo. 3. 2016; 2016
URL: http://cochrane.ir/article-1-603-fa.html
Louisa Murdin ، Kiran Hussain ، Anne GM Schilder . استفاده از بتاهیستین برای درمان نشانه‌های سرگیجه. 1. 1395; 2016 ()

URL: http://cochrane.ir/article-1-603-fa.html


چکیده:   (464 مشاهده)
پیشینه: سرگیجه نشانه‌ای است که افراد دچار آن حسی غیرواقعی از حرکت دارند. به نظر می‌رسد که منشأ این نوع سرگیجه، لابیرنت‌های گوش داخلی یا ارتباطات عصبی مربوط به آن باشد. سرگیجه نشانه‌ای شایع است و می‌تواند مشکلاتی جدی در انجام فعالیت‌های عادی فرد مبتلا به آن ایجاد کند. بتاهیستین دارویی است که می‌تواند با بهبود خون‌رسانی به گوش درونی، سبب رفع سرگیجه شود. در این بررسی به این موضوع پرداخته می‌شود که آیا مصرف بتاهیستین در درمان سرگیجه با هر علتی، نسبت به دارونما تأثیر بیشتری دارد یا خیر.
اهداف: بررسی تأثیر بتاهیستین بر بیماران مبتلا به سرگیجه با علل متفاوت.
روش‌های جستجو: در این بررسی جست‌وجوگران کاکرین، اطلاعات مربوط به گوش و حلق و بینی را در این موارد جست‌وجو کردند: کارآزمایی‌های ثبت‌شده مربوط به گوش و حلق و بینی در کاکرین؛ مرکز ثبت کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL، 2015، شماره 8)؛ PubMed؛ EMBASE؛ CINAHL؛ Web of Science؛ ClinicalTrials.gov؛ ICTRP و دیگر منابع مربوط به کارآزمایی‌های منتشرشده و منتشرنشده. همچنین با تولیدکنندگان و پژوهشگران در این عرصه تماس گرفتیم. زمان جست‌وجو به 21 سپتامبر 2015 برمی‌گردد.
معیارهای انتخاب: ما کارآزمایی‌های کنترل‌شده تصادفی را در نظر گرفتیم که در آنها تأثیر بتاهیستین در برابر دارونما برای درمان سرگیجه بیماران در تمام سنین و با هر تشخیص مغز و اعصاب در هر موقعیتی مقایسه شده بود.
جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها: ما از روندهای رو‌ش‌شناختی استاندارد مورد نظر کاکرین استفاده کردیم. پیامد اولیه مورد نظر ما نسبت بیماران به کاهش نشانه‌های سرگیجه بود (شدت، فراوانی و مدت‌زمان این نشانه‌ها را با هم در نظر گرفتیم).
نتایج اصلی: ما 17 مطالعه را با مجموع 1025 شرکت‌کننده مورد ارزیابی قرار دادیم که از این میان، 12 مطالعه (567 بیمار) انتشار یافته‌ و پنج مطالعه (458 بیمار) هنوز منتشر نشده‌اند. در 16 مطالعه شامل 953 بیمار مصرف بتاهیستین با دارونما مقایسه شده بود. انجام تمام مطالعات با داده‌های قابل‌تحلیل سه ماه یا کمتر طول کشیده بود. خطر تورش در بیشتر این مطالعات در حد بالا، اما در برخی مطالعات خطر تورش نامعلوم بود. در یک مطالعه که خطر تورش در آن بالا بود و 72 بیمار مبتلا به سرگیجه وضعیتی خوش‌خیم (BPPV) در آن مشارکت داشتند، مصرف بتاهیستین با دارونما مقایسه شد. تمام بیماران تحت مانور جابه‌جایی ذرات قرار گرفته بودند. مطالعات از نظر نوع شرکت‌کنندگان، تشخیص بیماری آنان، دوز و مدت‌ زمان مصرف بتاهیستین، روش‌های مطالعه و شیوه‌ای که هرگونه بهبود در نشانه‌های سرگیجه بر اساس آن اندازه‌گیری می‌شد، به شکل قابل‌توجهی با یکدیگر متفاوت بودند. با استفاده از سیستم GRADE ما کیفیت شواهد را به طور کلی برای دو پیامد (نسبت بیماران به بهبود و نسبت آنان به عوارض جانبی) در حد پایین ارزیابی کردیم. داده‌های تلفیقی نشان دادند، نسبت بیمارانی که کاهش کلی را در نشانه‌های سرگیجه خود گزارش کرده‌اند، در گروه مصرف‌کننده بتاهیستین در قیاس با گروه مصرف‌کننده دارونما بیشتر است: (نسبت خطر (RR): 1.30؛ فاصله اطمینان (CI) 95%: 1.05 تا 1.60؛ 606 شرکت‌کننده؛ 11 مطالعه). از آنجایی که مقدار I2 به‌دست آمده جهت بررسی ناهمگونی آماری مقالات بالا بود، نتایج به دست آمده باید با احتیاط تفسیر شوند. عوارض جانبی (عمدتا نشانه‌های بیماری گوارشی و سردرد) عمومیت داشتند، اما بروز عوارض پزشکی جدی در این مطالعه نادر و موردی بود. تفاوتی در فراوانی عوارض جانبی بین مصرف بتاهیستین و گروه دارونما که میزان آنها به ترتیب 16% و 15% بود، مشاهده نشد (مقادیر اندازه‌گیری شده، نسبت خطر: 1.03؛ فاصله اطمینان 95%: 0.76 تا 1.40؛ 819 شرکت‌کننده؛ 12 مطالعه).
شانزده درصد از بیماران در هر دو گروه مصرف‌کننده بتاهیستین و دارونما از مطالعات انصراف دادند (نسبت خطر: 0.96؛ فاصله اطمینان 95%: 0.65 تا 1.42؛ 481 شرکت‌کننده؛ 8 مطالعه).
در سه مطالعه، آزمون‌های عملکرد وستیبولار به‌مثابه یک پیامد تلقی شد. تعداد شرکت‌کنندگان اندک بود، روش‌های اندازه‌گیری بسیار متنوع و گزارش جزئیات به صورت پراکنده و نامنظم انجام شده بود. همه این عوامل باعث شد تا تحلیل این پیامد بی‌نتیجه باشد.
ما به جست‌وجوی اطلاعاتی درباره کیفیت کلی زندگی یا تنزل سطح آن، پرداختیم اما در هیچ مطالعه‌ای این پیامدها گزارش نشده بودند.
نتیجه‌گیری نویسندگان: شواهد با کیفیت پایین نشان می‌دهند بیمارانی که از سرگیجه با علل متفاوت رنج می‌برند، ممکن است با مصرف بتاهیستین، شاهد تأثیر مثبت آن و کاهش نشانه‌های سرگیجه باشند. بتاهیستین به طورکلی به دلیل پایین بودن خطر عوارض جانبی آن، به خوبی تحمل می‌شود. در تحقیقات آینده درباره مدیریت سرگیجه باید از روش‌‌شناختی دقیق‌تر استفاده شود و پیامدهایی لحاظ شوند که برای بیماران و خانواده‌های آنان اهمیت دارد.
خلاصه به زبان ساده
مصرف بتاهیستین برای درمان نشانه‌های سرگیجه.
سوال مطالعه مروری: آیا مصرف بتاهیستین برای بیمارانی که به سرگیجه با علل مختلف دچار هستند، مفید است؟
پیشینه: سرگیجه نشانه‌ای است که افراد دچار آن حسی غیرواقعی از حرکت دارند. به نظر می‌رسد که منشأ این نوع سرگیجه، لابیرنت‌های گوش درونی یا ارتباطات عصبی مربوط به آن باشد. سرگیجه نشانه‌ای شایع است و می‌تواند مشکلاتی جدی در انجام فعالیت‌های عادی فرد مبتلا به آن ایجاد کند. بتاهیستین دارویی است که می‌تواند با بهبود خون‌رسانی به گوش درونی، سبب رفع سرگیجه شود. در این بررسی به این موضوع پرداخته می‌شود که آیا مصرف بتاهیستین در درمان سرگیجه به هر علت، نسبت به دارونما تأثیر بیشتری دارد یا خیر.
ویژگی‌های مطالعه: ما مطالعه را با مجموع 1025 شرکت‌کننده در نظر گرفتیم. در 16 مطالعه، شامل 953 شرکت‌کننده به مقایسه تأثیر بتاهیستین با دارونما پرداخته شده بود. خطر تورش در مطالعات در حد بالا یا نامعلوم بود. انجام تمام مطالعات با داده‌های قابل تحلیل سه ماه یا کمتر طول کشیده بود. در یک مطالعه که خطر تورش در آن بالا بود و 72 بیمار مبتلا به سرگیجه وضعیتی خوش‌خیم (BPPV) در آن مشارکت داشتند، مصرف بتاهیستین با دارونما مقایسه شد. تمام بیماران تحت مانور particle repositioning قرار گرفته بودند. به طور کلی، ما کیفیت شواهد را در حد پایین ارزیابی کردیم.
این مطالعات از نظر نوع شرکت‌کنندگان، تشخیص بیماری آنان، دوز و مدت‌زمان مصرف بتاهیستین، روش‌های مطالعه و شیوه‌ای که هرگونه بهبود در نشانه‌های سرگیجه بر اساس آن اندازه‌گیری می‌شد، به شکل قابل‌توجهی با یکدیگر متفاوت بودند.
نتایج اصلی: زمانی که همه مطالعات در کنار هم مورد بررسی قرار گرفتند، نسبت بیمارانی که در گروه مصرف‌کننده بتاهیستین کاهش نشانه‌های بیماری را گزارش دادند، نسبت به گروه دارونما، به طور قابل‌توجهی بالاتر بود. با این حال، تنوع قابل‌توجهی که در نتایج حاصل از مطالعات وجود داشت نشان ‌داد که این نتایج باید با احتیاط تحلیل شوند.
شانزده درصد در گروه مصرف‌کننده بتاهیستین در برابر 15 درصد در گروه مصرف‌کننده دارونما بروز عوارض جانبی را گزارش دادند که این نسبت، در هر دو گروه مشابه بود. به طور کلی، 16% از بیماران در هر دو گروه از مطالعات انصراف دادند.
در خصوص تأثیر بتاهیستین در آزمون‌های عینی مربوط به عملکرد اندام تعادل (balance organ function) گوش درونی اطلاعات کافی وجود نداشت. همچنین هیچ اطلاعاتی درباره تأثیر بتاهیستین بر کیفیت کلی زندگی یا تنزل سطح آن به دست نیامد.
کیفیت شواهد: ما کیفیت شواهد به‌دست آمده را از مطالعات مورد نظر در حد پایین ارزیابی کردیم؛ بدان معنا که برآورد ما از تأثیرات بتاهیستین ممکن است دقیق نباشد. این شواهد در سپتامبر 2012 به‌روزرسانی شده بودند.
نتیجه‌گیری: شواهد با کیفیت پایین نشان می‌دهند بیماران مبتلا به سرگیجه با هر علت، ممکن است با مصرف بتاهیستین، شاهد کاهش نشانه‌های سرگیجه باشند. بتاهیستین به طورکلی به خوبی تحمل می‌شود. در تحقیقات آینده درباره مدیریت سرگیجه باید از روش‌‌شناختی دقیق‌تر استفاده شود و پیامدهایی لحاظ شوند که برای بیماران و خانواده‌های آنان اهمیت دارد.

متن کامل [PDF 4 kb]   (17 دریافت)    

پذیرش: ۱۳۹۴/۶/۳۰ | انتشار: ۱۳۹۵/۴/۱